آخر ما هم خدائى داريم ، جو ملك رى به كسى نصيب نشد ، حاصل دهات موقوفه هم نصيب غاصبين نخواهد شد . جنابعالى كه مدتى بود بخارج از باسمنج رفته بوديد نمىدانم عمرى خواهم كرد كه همشيره را بهبينم يا نه . على
نامه شماره 73 - نهم جمادى الاخر 1327
اين نامه را به هيئت علميه نجف نوشته است : -
خدمت محترم رتبت هيئت مقدسهء علميه نجف الاشرف زيدت بركاتها بعرض سلام مصدع و بعد از تقديم مراسم دعاگوئى و استدعاى مزيد قوت خدمت آن هيئت محترم بر شريعت از درگاه حضرت رب العزت معروض ميدارد :
در اين مدت مديده كه عرض خدمتى نكرده و بر تصديعات نيفزوده علتش همانا خمول و گوشهنشينى بوده است . و الا خدا دانا است كه دلم در آن ناحيه مقدسه و چشم و گوشم هماره بر آنطرف بوده است . احكام صادره از مركز قدس و جانب شريعت جوانب حضرت آيات اللّه حجج الاسلام مد ظلهم العالى ديده و همهء اوقات به اندازه وظيفه و قابليت خود از حفظ مملكت و خدمت به وطن اسلام و ترقى دولت و ملت از صرف هيچچيز مضايقه نكردهام .
آنچه در حكم امروزه بنده را مجبور بفتح باب و دخول از ابواب مينمايد ، مخاطرات قويه است كه مملكت را از هرطرف قاف تا قاف گرفته و آنچه علائم و آثار از دو سال قبل بر آن انذار مىكرد تحقق يافت . اگرچه مخبران صادق القول تمام وقايع را در آن محفل مقدس اخطار خواهند كرد و گويا چيزى بر آن هيئت محترمه پوشيده نباشد ، اما برحسب وظيفه شخصيه بعرض اين لايحه پرداخت و بالضروره به نظر فيض اثر حضرات آيات اللّه نيز خواهد رسانيد .