تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
چراكه حال شهرمان نيز معلوم است اگر لفظ ( ص ) از دهن كسى خارج بشود ، قبل از آنكه بفهمند كه حرف دومش چيست « صادق » و « صالح » و « صبر » و « صندوق » و امثال آن را خواهد گفت ، يا صلح را به زبان آورد ، فورا اگر نكشند بقسمى متهمش مىكنند كه بدتر از كشتن است . شما هم نترسيد و كسى هم نترسد . اولا صلح با تسليم خيلى فرق دارد ، اگر كسى حرف مىزند صحبت اصلاح است نه صحبت تسليم . در اين مدت نه ماه همه صحبت از تسليم بود كه يك آجر پيش نرفت [ يعنى انقلابيون تسليم نشدند - م ] و همه عقب كشيدند و خاموش شدند . در ماه محرم رفتند كه باب مراوده را باز نمايند و گفتگوئى بكنند كه يك دفعه غرش توپ سردرود [ حملهء شجاع الدوله م ] همهء كارها را بهم زد در كاغذى كه 16 ماه محرم نوشته بودم و به جائى نرسيد به همين زمينه عرض كرده بودم كه مذاكره صلح با بستن راه و سخت گرفتن و حمله و غيره تناقض و تباين دارد . بقول اميرنظام مرحوم آقا شما خودتان طبل و شيپور زده يورش مىآريد و از يكطرف سفير صلح ميخواهيد باب مذاكره و مراوده بازنمائيد و اين كار باهم مناسب نمىشود و بيچاره مصلح به دم گاز وزير چك مىرود ، بزن بكش بميان مىآيد . در اوايل امر آمدن اردوى سردرود را عرض كردم كه من به پاكى نيت و طينت حضرت اقدس و الا گواهى مىدهم و مسلما ميدانم كه ابدا دل ايشان مايل بجنگ و خون‌ريزى نيست و معاينه مىبينم كه اين قسم حركات را راضى نيستند . و نوشته بودم كه بالبداهه حضرت ايشان در سن 70 طالب بنام نيكند نه ننگ و هم‌جنس خود را كشتن ، خاصه هموطن و هم‌مذهب ، خاصه مردمان بىتقصير و ضعيف و بىكس در نزد احدى مستحسن نيست . و مسلما حضرت ايشان از اين وقايع بىخبرند و بىاطلاع و دستورالعمل اين حركات و قتل و غارت از ايشان نيست ، و اگر