را نمىدانيد كه چه وضع است ، 13 ماه حوالى غروب مرا به تلگرافخانه كشيدند رفتم ديدم عوام غلبه كرده و تلگرافات خلع بطهران به اطراف گرفته مخابره كردهاند ، صورت تلگراف كه به حجج الاسلام شده اين است كه لفا فرستادم . تلگراف را مخابره كرده بودند ولى در اسلامبول توقيف شده و نرفته نميدانم از انجمن كاغذ نوشتند و صورت تلگراف را فرستادند يا نه ؟ ( مطالب خانوادگى است . . . ) حضرت و الا فرمانفرما به سمت بناب تشريف برد از ساوجبلاغ مىگويند ميانه بايزيد آقا و آقايان اكراد محلى شكرآب واقع شده و از او دلسرد شدهاند ، ميگويند بايزيد آقا حكم والىگرى به قاضى يا چه كسى از ساوجبلاغ داده هنوز اين مذاكرات افواهى است به حمد اللّه مياندوآب آسوده ماند و هنوز تخطى نشده ، از املاك رعيت روس چند پارچه چاپيدهاند حوصله ندارم و مطالب غالبا اراجيف است .
كتابچه مقطوعات را چاپ كرده فرستادهاند كليه آنچه از ايران قطع شده نقدسه گرورو دويست و شصت هزار و پانصد تومان يعنى « 1767520 تومان » و غله 65343 خروار است .
* * *
نامه شماره 37 بىتاريخ
يادداشت كوچكى است كه جواب آقايان حجج الاسلام يا يكى از آنها را به ايرانيان حكايت مىكند و گويا در جواب تلگرافى است كه از تبريز به حجج الاسلام به عتبات شده است :
« عموم ايرانيان . تاكنون هرگونه اقدامات كه در آنها نتيجه صحيحه داشته كوتاهى نكرده و نخواهم كرد . تلگرافات بدولت عليه و تهران نموده انتظار جواب داريم ، هرگاه جواب مساعد نرسيد تكليف را اطلاع ميدهيم ملت غيور حمل بر مسامحه نكنند . »