تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
اجماع كرده مير هاشم را اخراج بلد نمودند ، شب غرهء ماه حال هم تجار جمع شده عريضهء شكايت از جانب امام به حضرت اقدس عرض كردند كه بايد در شهر نماند جواب بقاعده داده نشد . شب دوم باز اجماع كرده پيغام دادند و تهديد نمودند تا اينكه قول گرفتند ، شب سيم جناب نظام السلطنه [ ما فى ] در منزل جناب مجتهد بود بالاخره قرار بر خروج شد . تا حالا كه حوالى ظهر است تشريف نبرده‌اند و ليكن على الحساب كار گذشته و بايد برود و الا كار سخت مىشود . از جملهء كارهائى كه جناب آقا كه محض « * » عوام‌فريبى بود از روز اول اعلان كرد كه مردم بايد نان را در شش عباسى بخورند اين حرف را هم عوام پسنديدند و آقا هم تصور كرد كه به اين شيوه جلب عوام خواهد كرد اما عمل برعكس شد و فايده نداشت ، خودش هزار خروار گندم وعده كرد كه خروارى 12 تومان مىدهم سايرين هم همت بكنند . مردم گفتند سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است ، چند سال قبل هم اين قماش فرمايشات شد و آخر نكرد وانگهى نان يك قران و يك عباسى شدن در حالتى كه اطراف تماما گرانى است و در محل قيمت گندم از 2 قران كمتر نيست ، چگونه مىشود كه در شهر خروارى 12 تومان به فروش برود ؟ ديروز جناب آقا به منبر تشريف برده و فضائل و آل و تبار خود را ذكر كرده و گريه كرده با وجود اين ( لم يشد ) . . . و دو ساعت به غروب مانده است ، جناب آقا هم از دولت منزل به باغ كه در قرب باغ صاحبديوان است نقل مكان كرده . . . على * * *

نامه شماره 14 - 14 شهر رمضان 1324

آزاديخواهان بابى هستند ؟ !
هامش
( * ) امام جمعه
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 184 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى