تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ميخواهم به همان مسجد براى تبريك بروم در مجلس چه نطقها كرده‌ام فرصت نيست و اين قدر كافى است كه ملت مرا و جناب ميرزا صادق آقا را انتخاب كرده بودند ، اتفاقا جناب حاج ميرزا حسن آقا و امام هردو امروز نيامده بودند كه اين هم اثر ديگر كرد بيشتر مجال نيست . . . على [ در ظهر اين نامه تلگراف مظفر الدين شاه را آورده است : « يازده ماه بود كه مضايقه داشتيم ولى چون آذربايجان بمنزلهء تن ما است ، قبول كرديم » مردم همچه مىگويند ، خدا دانا است وليعهد هم امضاء كرده است . م ] * * *

نامه شماره 12 - 29 شعبان 1324

جناب نور چشما فرصت ندارم آقا مير هاشم كه مدير موسس بود به جهت پاره مذاكرات نزد مردم متهم شد و پارهء حركات نالايق از كسان او سرزد مردم اجتماع كرده طرد او را خواستند امروز پنجشنبه 29 ماه طرف صبح از شهر رفت ، انجمن برقرار است بايد آنجا بروم روز سه‌شنبه 27 ماه در انجمن صحبتى شده و پيشتاب ولورور انداخته و چند تير تپانچه خالى كرده‌اند اين عمل هم بمردم برخورده است . مقدمه از سابق داشته است ولى هيجان مردم از آن به بعد شد كه آخرش منجر به طرد او شد تا بعد چه شود ؟ بقيه مسائل خانوادگى است . على * * *

نامه شماره 13 - 3 شهر رمضان 1324

جناب نور چشما نفى بلد مير هاشم ده‌وه‌چى - هردم از اين باغ برى مىرسد . مردم اواخر ماه گذشته