تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
عجالتا عثمانى در جاهائى كه مدعى است بدون قيل‌وقال نشسته و با كسى كار ندارد در جزو پاپى جلب و جذب رؤساى عشاير است تا عاقبت كار چه شود ؟ بقيه مسائل خانوادگى است . . . على * * *

نامه شماره 11 - 8 شعبان 1324

خبر از مشروطه شدن مملكت مىدهد : نور چشما كاغذ مورخ 11 رجب شما امروز رسيد روز دوشنبه ششم ماه تفصيلى نوشته‌ام البته رسيده است . به حمد إله امروز بشارت مىدهم كه همين امروز اعطاء مشروطيت رسيد و سرور فوق العاده براى اهالى رو داد ، مشغول چراغانى هستند عمده اسباب بشارت اينست كه ديروز چهارشنبه وقت غروب در خانهء كه در پهلوى مسجد محمد خان بگلربيگى پهلوى خانه جناب . . . . براى علماء معين كرده بودند غايلهء سختى روى داد ، يعنى سيد هاشم كه مدير متحصنين قنسولخانه بود متهم شده بود كه مبلغ كلى براى او رشوت داده‌اند كج‌بازى مىكند ، ميرزا على اكبر كه يكى از متحصنين بود در مجلس به او پريد كه شكمت را پاره ميكنم او هم رو به بيرون قونسولخانه فرار كرد و داد زد كه گندم‌داران ميخواستند مرا بگيرند پيش وليعهد بفرستند ، بارى طول دارد بعد از اين واقعه ديگر من ننشستم آقايان ديگر ماندند و اين مطلب خيلى اثر بخشيده كه فلان كس اگر اينجا ميماند باز شعبده ديگرى مىچيدند فلان‌كس عقل كرد كه بيرون رفت اجمالا در اين مسئله اسم ماها بالاتر از همه مذكور است . اين را هم بگويم كه عقلاء دلير در آن جماعت حاج ميرزا محمود تاجرباشى و حاج ميرزا آقاى خودمان بود . و شيخيه با وجود قلتشان غلبه داشتند مختصر ثقة الاسلامچى زيادتر بود و مردم هم در حق بنده غلو كرده‌اند تفصيل زياد دارد فرصت نمىكنم ، الان