تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
بعضى زوار رسيدند حاجى ميرزا حسنقلى هم آمد ، امروز بازديد آمده بود . مطلبى تازه نيست . . . وزير نظام از تهران مأمور رياست قشون شده و تصور مىرود در « شاطر على » اردو تشكيل نمايند ، بقول روضه‌خوان‌ها نسگل اولسون شيعه لروه 159 از جانب عثمانى هم به سرحد على التقرير مهمات مىرسد ، يك آجر يك آجر پيش ميايند ، تا خدا چه خواهد عجالتا دست بكارى نزدند از طرفين انتظار است خودمانيها تكذيب اقدامات دولت عثمانى را مىكنند ، معتقد مردم بر خلاف آنست . دولت عثمانى مىگويد خودمانى عمل را اصلاح مىكنيم راضى بحكميت دولتين روس و انگليس نشده است . از جمله اخبار تازه اينست كه جناب ميرزا غلامعلى خان سعد السلطان خودمان يعنى دائى يحيى در تهران هستند ، از تهران تلگراف كرده‌اند كه مأمور بغداد شدم براى شما سفارش‌نامه از وزارت دول خارجه بعهدهء مأمور سابق فرستاده بودند ، چون خيلى مهوع بود نفرستادم و در اين حالت ابدا احتياجى بفرستادن آن ندارد مظنه بمضمون ( معزول شدم بنده بكاشان نرسيده ) عمل كرده‌اند . على * * *

نامه شماره 10 - 4 ربيع الاول 1324

جناب نور چشما مكرما . . . جناب احتشام السلطنه يعنى محمود خان پسر علاء الدوله اميرنظام دوم مرحوم ، برياست كومسيون وارد شدند ، جناب ناظم الملك و جمعى ديگر در معيت ايشان هستند مىگويند فردا بسرمقصد خواهد رفت . جناب وزير نظام كه مدتى است آمده بشدت تمام مطالبه كسر نفرى مىكند و تخفيفات را قبول نمىكند ، حضرت اقدس هم كه جمعى لشگر بايد سرباز بدهند حكم كرده‌اند از املاك خودشان بگيرند كار را خيلى سخت گرفته‌اند آخر كار چه شود ؟ مثل معروف است اسبى كه در چهل سالگى بسوقون به‌بندند براى ميدان روز قيامت خوبست . . .