گفتند كه افتراقى كه سابق در ميان بود و اسمى گذاشته بودند بر طرف شد ، اين اسم و تفرقه براى تقسيم دهات بود [ مقصود شيخى و غير شيخى است م ] بارى كار خيلى سخت شده براى آقايان از تجار كه اعانه داده شده سهل است علماء نيز اعانه دادهاند جناب امام جمعه دويست تومان جناب مجتهد صد تومان حاجى ميرزا محسن آقا صد تومان . . . عيال جناب بهجة السلطنه 160 شب وفات كرد . براى نماز خبر كردند وقت رفتن مسجد اصلاحطلبان دير شد . چند نفر نيكنفس آمدند كه در مجلس قونسولخانه قاروقور بود به حمد اللّه باز در وقت رسيدم قرآن مهر كرديم ، جناب حاج ميرزا حسن آقا تشريف نداشت . از فردا در مجلس خصوصى قرار مذاكره است تا چه شود ؟ من بيچاره را هم مبتلا كردهاند ، قرآن مهر كرديم به خون خودمان سجل نوشتيم .
* * *
نامه شماره 16 - نهم ذيحجة 1324 قمرى
جناب نور چشما
كاغذهاى مورخ شوال شما رسيد فرصت جواب مفصل ندارم ، تبريز هنگامه قريبى است حد ميزنند و تعزير ميكنند ، قيامت است آشوب در تمامى ذرات عالم است . روز سهشنبه پسر هجده سالهء حاج ميرزا هادى خان حكيم قوبولى را متهم كردند كه ضعيفهاى را چهل روز است در خانهء خودش نگاهداشته بالاخره بيچاره را روز چهارشنبه در خانهء حاج ميرزا ابو الحسن آقاى انجمن شماره 45 تازيانه تعزير كردند . اعضاء انجمن از انجمن كناره گرفته است عجالتا مردم چند فرقه هستند تا عاقبت چه شود . خبر رسيدن چهل ليره رسيد وجه آن را كه بجناب سعد السلطان مىرسانم قيمت ليره چهل و هشت قرآن و كسرى است . . . تمام كارها معوق و حواس من پريشان و آنى غفلت ندارم و تمام