تصور نكنند كه من اشخاص را انتخاب كردهام كه همرأى من هستند .
بارى 14 ماه رفتم كسى جز معدودى حاضر نشد من هم كلمهاى نگفتم و حاضرين متفرق شدند و امر به همين ترتيب ميرفت و امر مسجد كمكم از رونق افتاد . عجب اين است كه در همان اوايل امر ، روزى كه مسجد مملو بوده دو سه نفر قازاق وارد دالان مدرسه مىشود و بعضى مردم ديده در مسجد فرياد مىزنند كه « سالدات آمد » فورا تمام مجتمعين در مسجد كه قريب چهار هزار بودهاند ، يك دفعه به هم خورده الفرارگويان هركدام بسمتى ميروند . . بعضى آقايان اعضاء انجمن كه مدير فرقه دو ميقرات [ دموكرات ] و مدير انجمن و مدير مجاهدين بودند ، باطن كار را مىفهميدند ولى ظاهرا سعى داشتند در خفا جيب خود را پر ميكردند .
خبر رحلت آيت الله خراسانى
خبر رحلت آيت الله خراسانى به شهر رسيد ، مجالس تعزيه منعقد شد و مطلب مهمى اتفاق نيفتاد . مگر اينكه در 25 ماه ذيحجه 329 جمعى سالدات مهمات را آورده در كاروانسراى حسن آقا گنجه كه خيلى نزديك به انجمن و آلاقاپو است سكنى دادند .
شب 29 شهر [ ماه ] مزبور حوالى ساعت سه از شب در پاى ديوار اداره نظميه كه يكى از عمارات آلاقاپو است دو سه نفر سالدات ديده مىشود ، نظميهاى را مىكشند .
[ پاسبانى را - م ]
روز 29 سالدات از باغ شمال به اطراف شهر حركت كرد و ريخت باداره نظميه و هرچه آنجا بود [ آژان . م ] بيرون كرد و به مدرسه سعادت كه متصل به ادارهء نظميه است رفت اطفال فرار كرد ، و ( علت رفتن آنجا مظنه براى گرفتن تفنگهاى ورندل كوچك بوده كه شاگردان مدرسه با آنها مشق ميكردند ) .
جنگ 145 بين سالدات و تفنگچيان شهر درگرفت ، روسها به گمان اينكه رعب آنها مردم را گرفته و حكم آنها بىتأمل جارى خواهد شد ، سالدات خود را به اطراف