نوشته و نگاه ميداشته تا بعد اصلاحاتى در آنها به عمل آورده و پس از آنكه از هرلحاظ مادا و معنا تكميل شد صورت كتاب بدان بدهد ولى چه سود كه عمرش كفاف نكرده و با مقابلت با مرگ ناگهانى و فاجعهآميز نيتش عملى نشده است به جهت سرعت و موقتنويسى در بعضى جاها عبارات و جملهبندىهاى نسخههاى چركنويس خام و ناپخته است و حتى در برخى جملات از استعمال موصولات و رابطهها صرفنظر شده ، چنان كه گوئى حرف مىزند نه آنكه مطلب مينويسد : نگارنده نيز اجازه اصلاح آنها را به خود ندادهام مگر در موارد شاذّ و نادر و يا در آنجا كه ترجمه تحت لفظ تركى است .
اگرچه طرز نگارش معمول به آنزمان نيز در انشاء او بىتأثير نبوده است كه مثلا : قزاق را « قازاق » و پست را « پوست » و گنسولگرى را « قونسولخانه » چنانكه را « چنانچه » برخاستن بمعنى بلند شدن را « برخواستن » نوشته و فرق بين ايندو نميگذاشته - اند ، يا واژههاى فارسى را با الف و ت جمع مىبستهاند چون « نوشتجات » و « گذارشات » و غيره و ميان جاندار و بىجان در اشاره به آن فرق قائل نبودهاند و بجاى « آن » « او » استعمال مىكردهاند ، فرضا « تلگراف را گرفته و او را خواند » . همچنين در به كار بردن افعال توصيفى افراط مينمودند ، چنين بود استعمال افعال معين ، بديننشان كه « پرهيزيد » را پرهيز كرد به كار مىبردند . . .
اما با تمام اين احوال باز مىبينيم ، مرحوم حوادث سالهاى قبل را با آرامش خاطر و كسب اخبار كامل نوشته ، جز اخبار اين سه چهار روزه طوفانى را كه ايام وانفسا و وامصيبتا بوده و روزهاى استثنائى بشمار ميرفته است . خصوصا گرفتارى و تلاش و دوندگى شهيد بداناندازه زياد بوده كه بنابه تقرير همسرش در 24 ساعت زيادتر از شش ساعت و بلكه كمتر خواب به چشم نداشته است . زيرا جز او پناهدهنده و مددكننده بمردم وجود نداشته است ازاينرو حوادث چهار روز ايام شدت درگيرى را نتوانسته است كاملا برشته تحرير درآورد . چنان كه خواهد آمد و خواهيد خواند . . .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٥٦