اكيد شد كه باهم مراوده ننمايند و اجزاء اسلاميه نيز از اين فقره دلتنگ شدند كه اين اصلاح شما غلط است و مقدمهايست براى تسلط خصم بر شتربان و اسلاميه ، صلح را بايد رؤسا نمايند نه شما .
25 رجب ما بين اسلاميه و آقا مير هاشم كه مدتها بوده شكرآب بود باز صلح و تردد شد و همين روز حاج جليل 115 مرندى را كه از مشروطهطلبان بود در ارمنستان كشتند و آنچه معروف شد اين بود كه هواخواهان حقويردى شجاعى كه پارسال در سرحد كشته شده بود كشتهاند ، چون در آن اوقات حاجى جليل حمايت از كشندگان او كرد .
ملاقات با عين الدوله
26 ماه شاهزاده مرا احضار باغ كرد آنروز نرفتم . 27 بباغ رفتم ، باز صحبت از نصيحتكردن بمردم و صحبت اصلاح شد . مدلل كردم كه از من بلكه از احدى حرف قبول نمىكنند و اين اشخاص جماعتى هستند كه به احدى مطيع نيستند بعد آقا مير هاشم نيز آمد . و صحبتهاى طولانى شد ، چون مسئله بديهى است كه من صلحطلب هستم .
مذاكره شد كه چند نفر كه چند روز قبل شرفياب شده بودهاند ، درثانى ميانه خودشان اختلاف رأى شده بعضى طرفداران صلح ، بعضى طرفداران آشوب بودهاند حتى حاج جليل نيز واسطه طرفدارى صلح كشته شد .
در اثناء صحبت شهبندر عثمانى بدون مقدمه و خبر آمد پشت در مانع شدند خبر دادند وارد شد ، شاهزاده و سپهدار به پا نخاستند و دستبدست ندادند و اعتنائى نكردند .
شهبندر گفت : دنباله اين آشوب تا كى خواهد بود جوابى دادند . بعد گفت : من تا حال سكوت كرده بواسطه اتحاد اسلاميت حرفى نزدهام شتربانيها و سواره دولتى در حالىكه بزرگشان همراهشان بوده ، در حدود اميرهخيز به منسوبين شهبندر خانه تعدى كردهاند و كردهاند آنچه كردهاند ، در بازار نيز بحقوق تبعهء ما تعدى شده من 600 تبعه دارم و حقوق عامه نيز دارم حالا رسما اطلاع دادم ، من بعد تبديل مسلك خواهم داد و خيلى تند