ملاقات كردم و تمام هم مصروف بر اين بود كه آقايان را وادار نمايم بر اينكه با شاهزاده و سپهدار ملاقات نمايند .
ملاقات با عين الدوله
بعد از افتتاح باب مكاتبه با شاهزاده تمام برگشت اظهارات من بر اين بود كه شاهزاده جمعى را احضار و اظهار تلطف نمايند و اين مقدمه را من چيدم و ميخواستم حضرات را به اين معنى وادار نمايم كه بلكه از در صلحجوئى وارد شوند و قتل و غارت را عنوان كرده دادخواهى نمايند و امر مشروطه بيشتر از اين منجر بخونريزى نشود . و بشاهزاده نوشتم كه سپهدار را قبل از خودشان روانه شهر نمايند ، سپهدار بيستم ماه وارد سرآسياب شدند و حضرات هم حرفهاى مرا ظاهرا تصديق كردند ولى باطنا عمل نكردند .
22 رجب شاهزاده وارد باغ صاحبديوان شد و مقتدر الدوله را گفته بودند خبر بدهند كه من زودتر بديدنشان بروم ، اول آنروز را عذر خواستم كه امكان ندارد ، بعد رشيد الملك را فرستاد وقت عصر آنجا رفتم از نيمساعت بغروب مانده تا يكساعت و نيم گذشته مذاكرات طولانى شد فرمودند دولت مشروطه را پس نگرفته و من خود را دخيل آن صحبتها نميكردم ، مرا مأمور به اصلاح فرمودند ، آخرين قولى كه دادم اين بود كه حضرات را بلكه وادار نمايم كه ملاقات و مذاكرات حضورى نمايند و صريحا گفتم كه :
شما اگر حرف مغرضين را خواهيد شنيد ، فلانكس تعلل كرد و يا بىكفايتى نمود از حالا به من بفرمائيد تكليف خود را بدانم ، آنچه مقدور من است سعى مىكنم اگر خدا نخواسته كار طور ديگر شد من دخيل نخواهم بود و مسئول نيستم .
23 ماه در منزل اقبال لشگر جمعى از آقايان محترم حاضر شدند :
حاجى مهدى آقا - حاجى مير محمد على اصفهانى - آقا تقى - حاجى ميرزا على نقى مشهدى حاجى آقا - حاج شيخ على اصغر 114 حاجى على خيابانى - حاجى على ناصرى -