همين روز غره ماه دو سه نفر از سوارههاى دولتى را در باغهاى خيابان كشته بودند و اسباب اوقاتتلخى فوق العاده براى شاهزاده و سپهدار شده بود .
همانروز كه حوالى غروب بود آقا مير هاشم و سردستههاى محله شتربان نيز اينجا بودند ، بعد از برخاستن من شاهزاده سردستهها را خواسته و اظهار مرحمت كرده بود .
روز دوم ماه ( شعبان 1326 ق ) خبرى مهم واقع نشد . سيم ماه شعبان از اميره خيز و ارك توپ عيد مولود انداختند و خيلى اسباب دلتنگى دولتيان شد . چهارم ماه ملت اجماع كرده اجلال الملك را از قونسولخانه روس به انجمن برده و لقب اجلال الدوله داده نايب الحكومهاش كردند ، و گفتند كه به مخبر السلطنه تلگراف كردهاند و او را بحكومت خواستهاند ، غروب همانروز نيز نقارهخانه را كه مدتها بود متروك بود زدند . . .
سيم ماه ميرزا على اكبر مجاهد و شيخ اسمعيل 117 هشترودى را شاهزاده خواسته بود ميرزا على اكبر نزد شاهزاده رفته و پاره مذاكرات صلح كرده و مشار اليه امتناع كرده كه اظهار ترك اسلحه اسباب قتل من است و چون از اسلاميه همراه داشته نتوانسته است پاره حرفها بزند .
شيخ اسمعيل را همچون از شجاع نظام خواسته بودهاند ، نايب حسن پى او ميفرستد و بخانهاش ميبرد ، از آنجا به خانه شجاع نظام مىبرند ، عمامهاش را برداشته چوب بسيارى بر او ميزنند و بلانهايه اذيت ميكنند ، و اين امر اسباب گفتگوى مردم شد كه عجب عفو عمومى دادند و عجب اسباب اطمينان مردم شد در حالتى كه شاهزاده اعلان عفو عمومى نمايد و كسى را بحضور بطلبد با وجود آن اين قسم رفتارها نمايند ديگر چه اطمينان بسايرين خواهد ماند .
نوشتم كه ملت اجماع كرد ، اجلال الملك را از قونسولخانه روس بانجمن برد و لقب اجلال الدولهاى براى او دادند و گويا تلگراف كردهاند بفرنگستان كه مخبر السلطنه حاكم سابق معاودت نمايد و بشاهزاده عين الدوله هم سر منبر پاره حرفها گفتهاند كه
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٠٨