تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
خواهيم بود . طرف عصر حركت ، در عرض راه با وجود بلدى صادق سلطان كنگرينى راه را از دست داده ، در چادرهاى چگينى 122 سر برآورديم ، از آنجا بلدى گرفته با عزم ككجين يك ساعت از شب رفته وارد ، در علف‌زارى چادر زده ، با هواى بسيار سالم گذشت . روز ديگر وقت ناهار به آقا بابا كه محل معروف است با هزار زحمت از رودخانه ككجين طى مسافت كرده ، رسيده در باغ اربابى كه فصل گل سرخ آنجا بود رحل اقامت انداخته ، اول سال گرانى بود كه در آقا بابا و حول و حوش ، نان در دو من تبريز هزار دينار مىدادند با وجود اين وجود نداشت ، تعجب مىكرديم . طرف عصر سوار با هزار مشقت به محلى كه موسوم به بيزن‌رود بود ، با ابو طالب بيك سابقه دوستى بود رسيده . خودش كه مرده بود ، اولادش نيم‌مرده به نظر آمده ، آن شب در بالاخانهء آنها خوابيده ، از آنجا حركت وقت ناهار به كنشكن و از راه هفت صندوق به صحرائى كه علف‌خيز بود با وجود تردد سپاه چادر زده ، چون حسينعلى از كثرت سوارى كسل و خسته شده بود ، شب را در محل مخروبه نيگجه كه اول خاك خمسه است مانده ، حسينعلى تب شديد [ داشت ] در ترديد كه آن طفل [ را ] برگردانيم . خودش راضى نشده ، على الصباح سوار با هزار زحمت به خرم‌درّه رسيده ، الحق اهالى آنجا مهربانيها كرده ، و معالجه و عرق آنجا شده ، عرق بنفش كه عرق تب بود ، به صحت مبدل ، از آنجا به حمام رفته ، رفع جمام راه نيز به حمد الله شده . روز ديگر ناهار را در كنار رودخانه سايين قلعه چادر زده ، در كمال آسودگى گذشت . از آنجا مقارن غروب وارد اميرآباد كه محل جديد امير اصلان خان بود 123 ، در سردرى افتاده ، دواب و اغنام « 1 » آن ده را از حد و حصر افزون ديدم . روز ديگر به چمن سلطانيه ، به اردوى كيوان شكوه رسيده ، در تنگهء الله اكبر پياده شديم ، تماشاى اردو شده ، قريب سى هزار چادر تخمين شد . در وسط ، پوش اجل اكرم سپه‌سالار افتاده ، سوارهء ايلات را در نيم فرسخى خارج اردو منزل داده بودند . يك ميدان
هامش
( 1 ) . در نسخهء اصل « عنايم » است .