رودبار رفته ، تدارك سفر و بنه و چادرى برداشته ، از عقب به اردو برسم . خود سرتيپ هم نقلمكان به مصلّاى راه كوشك 120 فرمودند . حقير در همان مصلى مرخص و به شهر آمده ، محاسبات كربلائى كلبعلىوار باب طلب را رسيده و حساب مواجب هم با سرتيپ روز قبل شده بود . تدارك شهرى و ناتمامى سفر را ساخته .
در اين اثنا خبر رسيد كه عاليجاه ميرزا نصير تخليه امر از رودبار كرده ، ميرزا كوچك را برداشته ، سباى به مياق آمده ، شرحى نوشتهاند كه تكليف ما چه چيز [ است ] .
به خانهء عاليجاه آقا محمد كريم رفته ، با عاليشان ميرزا ربيع ، با عاليجاه مزبور مشورت شده ، مصلحت دانستند كه آمده در منزل جناب علّامى آقا سيد رضى 118 بست بنشيند كه وجه پيشكش مرا رد نمائيد و سبب عزل من چه بوده و به چه جرم مرا با وجود بروات و خلعت و عمل معزول ساختهاند . چند روز معطل امر او شده ، در همانجا خبر رسيد كه سرتيپ تعليقهاى به رمضان بيك بر ريش سفيدى ايل داده و خود به طرف سلطانيه رفته است .
اوضاع ولايتى منقلب و به دست اجماع و اجتماع متقلب افتاده ، سرتيپ كه مانند نصرت الخارج بيرون رفت . جماعت ايل هم كه ويل شدند و ميرزا نصير هم كه در عتبهء آقا سيد رضى مؤانس ، بر حاجى حسنعلى خان سابق رحمت كه مزاج مستقيم با آن لحيانى كه مىداد داشت . اين حاجى حسنخان كه شعورى نداشت با طالع انكيسى كسى چه بگويد . لابد چون لازم بود دو سه مجلس با او در باب ميرزا نصير و رودبار گفتگو شد .
عاليجاه حبيب الله خان سرتيپ تنكابنى 119 هم آمده ، در خانهء ميرزا نصير منزل نموده ، چون قبض الداخل لحيهء حاجى حسنخان را گرفته ، هرچه معزى اليه با سهولت خواست بگذراند و سهلانگارى نمايد ، از پيش نرفته ، بياض صبح به ديدن حبيب الله خان آمده ، پس [ از ] ليت و لعل ميرزا رسول كه چون عقله عاقله او بود ، زبان وزير شده كه اسهل امور اينست با دماغ مسهل خورده ، هرچه او
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٨٦