تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
در چادر صندوقخانه بستى شده ، پشتى به ديوار اطمينان داده است . سپه‌سالار در جواب چو آب فرموده بود كه من نمىتوانم سركردهء پادشاه را كه سى سال به سه دولت خدمت كرده ، بدون مواجب سوار ابو ابجمعى خودش را ساخته و پرداخته و اسبشان را داغ كرده ، بىتقصير مفتضح كنم . سرتيپ برخاسته ، از روى طرح برآمده ، حقير هم با اينكه به دو ملاقات بود به دو نبسته ، به بىاعتنائى عبور فرمود . طرف عصر با عاليجاه ميرزا مطلب شرف مشرف ، بعد از گفتگوها كه پانصد ماديان را سى و دو تومان تعارف گرفته داغ كرده است ، فرمود ماديان را وا مىزنم . عرض شد كه از هر بيسر و پائى يك قاطر گرفته با مواجب امساله را قبض الواصل و صاحب‌منصب كرده و صاحب‌منصبان را اخراج بلكه احراج كرده و حال كه نوكر رشوند را آماده ديده مىخواهد وجه مرا به نوكر به مواجب محسوب و مبالغى از من تعارف بگيرد تا مطالبات مرا اجرا دارد . فرمود فهميدم مرخصى برو به شهر . عاليجاه ميرزا مطلب مؤكدا تأكيد كه وجه برسد مطالب و خلعت موجود است . طرف عصر به شهر آمده ، در خانهء جناب شيخ صالح آمده ، رفع اضطراب و اضطرار از دوستان شده ، كيك طيش و طپش به شلوار معاندين افتاد . على الصباح رمضان بيك و اسامى در درب دروازهء شهر مانده ، در وقت كوچ چشمها را لوچ و عباى تزوير را كه دوش در دوش داشت ، دوش گرفته ، عارض شدند . حكم بر آردلىها شده ، با كتك دواندند كه مانند كبك دوانيدند و محمد جعفر بيك نديم و نقال خودش را در ساعتى كه در عالىقاپو به بازديد شاهزاده حاكم پياده شدند ، آهسته طلبيده كه برو محمد على خان را به سلطان‌آباد آورده كه مطالب او معلوم و معمول آيد . چون همان شب با امامويردى بيك و ميرزا ربيع به استخاره جناب شيخ به محلهء گوسفند ميدان سوار شده ، رفتيم ، از كربلائى كلبعلى كيّال مبلغ شصت تومان دريافت شده موجود بود ، سوار شده با محمد جعفر بيك به سلطان‌آباد رفته ، گزارش