تشريف برده ، همهجا چون سايه در پشت سر ايشان آمده ، در ورود خرمآباد ، سركار آقا خان ميرپنجه كه آن مجلس ضيافت و شيرينى را ديد كه چيدهاند ، با لبى پرخنده فرمود : « نمونهء اين مجلس را در مراجعت از رشت در خانهء محمد على خان رشوند ديدم . » سپهسالار فرموده بود چنين است . مبالغه كرده بود كه بالاتر از اين .
سپهسالار كه اينطور فهميده بخصوصه در منزل نور الله خان طالش منزلى معين و شيرينى بخصوص عنايت فرمودند . طرف عصر به حمام خرمآباد رفته . چون از ناتميزى سرتيپ مجال حمام در شهر محال در محال رودبار آن اوقات حمام ناياب بود به جهت استجمام استحمام به عمل آمده ، از آنجا به سيادهن آمده ، شرفياب حضور سپهسالار شديم . مجددا ميرزا مطلب بر سر مطلب رفته كه من هيچ توقع از شما در باب محمد على خان ندارم و فردا از اين منزل مرخص طهران مىشوم .
اجل اكرم فرمودند كه تو به جهت امورات دار الخلافه برو و بى جهت غصهء امور محمد على خان را مخور . امر او را ان شاء الله ضابطه خواهم كرد .
در منزل سيادهن ميرزا مطلب مراجعت كرده ، سركار سپهسالار كوچ فرمودند . كوچ بر كوچ وارد خرّمدره شدند . حقير به ابهر حمام رفته ، آن شب باران و تگرگ در درب حمام شدّت كرده ، مانع به رفتن اردوى سپهسالار شده ، در همان قصبهء ابهر ناتمامى اسباب اسب و لوازم را ساخته ، در خانهء يكى از معقولين ابهر مانده ، على الصباح به اردو رفته ، چادرها و دواب اهل اردو از كولاك دوش صدمه كشيده بودند . ز بالاپوش چون كشف كولاك دوش گرفته بودند . عاليجاه ميرزا محمد رضا و ميرزا كلبعلى - منشىباشى - تصديق كردند كه دو سه مرتبه سپهسالار ترا خواسته است همينطور شرفياب شو . پس از شرفيابى فرمود :
« محمد رحيم خان ملجأ شده است كه تا محمد على خان مقيدا به قزوين نيايد ، جميع سوارهء من بىپا خواهد شد ، معلوم شد كه سيصد تومان هم پيشكش فرستاده ، ضمنا كلجهاى هم خواسته است . ولى من هرگز به خواهش محمد رحيم خان نخواهم چنين كرد . برو اگر امين لشكر ترا مطمئن ساخت كه به نوشتجات ما دلخواه ترا به عمل بيارد برو و آدم او را جواب بنويسم برود معطل است كه محمد على خان را فرستاديم ، مطالب او را به شرط كه عمل به يارى و يا
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٨٢