تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
در كمال فهم و فراست . اكثر اشعار بلكه جميع كتاب ملاى روم را حفظ داشت . مرور و حواسش در مثنوى مولوى بود ، بسيار مرد مجرد . اين شعر را جهت او خواندم :
تفاوت كند هرگز آب زلال * گرش كوزه زرين بود يا سفال ؟
خيلى خنديد . در جواب مراسله‌اى به خط حاجى خان برآورد كه به رودبار مىروى نايبى ولى تا امر سال كهنه در ميان است بروز مده كه تضييع امر نايب سابق شود . « كل سرّ جاوز الاثنين شاع » در پنجم رمضان رمضان بكى وارد واضح است ، فصل بهار روزهاى طويل دو رمضان متمسّك و مبرم چه خواهد بود .
گر ربيع و رمضان هر دو بهم باز آيند * روزه گيريم ولى در مه ديگر گيريم
معلوم است كه آب ناصاف و لجن داخل آب صافى شود اين هم ضايع است . بلبل اگر لحن داود بخواند ، در نزد صداى غراب باطل ، بوى گلاب در نزد بوى سير عاطل مىشود ، صداى تار در نزد صوت طبل چه خواهد نمود . بناى كاوش را گذاشتند . از جمله پيشخدمت حاجى خان را فرستاد ، كه باقى محل شما را ميرزا رسول در همان بست كه نشسته ، مرده لگد انداخته ، بيرون زده است . بيست روز معطل شد تا امر او از نقد و قبض مواجب بتوسط ميرزا محمد رضا گذشت . با على محمد بك به شهر رفتند و ميرزا رسول هم از بست معمم شده ، مثل سادات برآمده ، اسب فرار سوار ، يك شبانه‌روز به شاهزاده عبد العظيم خود را رسانيد . در ثانى مادر قربانعلى خان ، اخوى را واداشته تعليقه‌اى به عهده حاتم خان كه از روى تقسيم نامچه كه در زمان خسرو خان والى شده است ، سه دانگ كوشكدر و سه دانگ دوره چاك و سه دانگ ده ميان 97 سهمى قربانعلى خان را به تصرفش بده . دو غلام آورده ، عريضه‌اى عرض ، با قرارداد نامچه نسختان نزد عاليجاه ميرزا عبد الكريم بردند كه تصرف سهم ، موقوف به دادن اين قروض پدر است . اگر قرارداد نامچه صحيح است هر دو مطلب واضح ، قروض پدر را بدهد از روى قسمت نامچه ببرد . جواب آمد كه هر دو صحيح است . ملك را بده و طلب را هم به مرور بدهد كه مبلغ سيصد تومان است . اگر حرفى دارد در خدمت
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 111 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى