تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
گرم از راه ساكوان وارد چرشدره شده ، با جناب شيخ در باغ جنب كاريز به آستر استرخاء والميده و آرميده . فردا خسرو بيك خواهشمند شد كه بنى عم او را در همچو مجلسى كه منعقد شده ، با اين انعقاد جناب آقائى شيخ با بودن سركرده و ميرزا نصير و ساير خلق كه حضور دارند عقد شود . به جهت رفع شكراب ، شيرينى خورده و عقد بشروط متعدده بسته شد . در همانجا بوده ، روز ديگر ميرزا ربيع از دار الخلافه وارد ، بعضى احكام و روزنامچه‌جات آورده و خبر عزل سردار كل رسيده كه او را معزول ، منصب و نشان و حمايل و كمر او را فراشباشى با دستخط مبارك آورده خواندند در حضور صدراعظم حاجب الدوله رفته و روانهء آذربايجان كردند . چون ميرزا ربيع به جهت محاسبات ميرزا نصير از حاجى خان روگردان و مكرر به حاتم خان در باب او نوشته مىشد ، نظر به تحريك رمضان بيك خالى از مضرّت نبود او را روانهء سرعمارت و خود با جناب شيخ و غيره در آن آب زياد شاهرود كه تالىشط بغداد شده بود ، آب بازان از تعداد افزون ، با خود برده ، عبور به كتكان كه مهمان فرج الله سلطان بوديم رفته ، جناب سيّد ارباب تيول كتكان كه آقا سيد احمد ولد حاجى سيد جمال لنكر كنانى باشد تشريف داشتند . نزاعى ما بين ارباب و رعيّت و رشوند از باب اجارهء محل ، مخل بود ، قرارى داده به رغبت طرفين راضى ، پس از تراضى نوشتجات مستحكم و قرار محكم ممهور داده ، طرف عصر با آن زيادتى آب شاهرود كه در آن روزها عبور عثور داشت ، وارد حسن‌آباد شده ، چون نوّاب شاهزاده تشريف نداشتند و آن اوقات كه وشته و حسن‌آباد و هير و شهرستان عليا در تيول نواب سلطان ابراهيم ميرزا بود ، با عيال در رودبار بسر مىبردند ، با عدم تشريف داشتن شاهزاده ، بار نزول در بالاخانهء اقارب شيخ صالح گشوده ، مادر نواب خليل ميرزا تعارفات شام و شيرينى فرستاده ، صبح خليل ميرزا كه طفل بود ديدن فرستاده ، در حين حركت بازديد از ايشان به عمل آمده ، با جناب شيخ به سورين آمده ، مهمان آقا مير هادى شده ، از شدت پشه به پشه‌دان و زحمت فراوان صبح كرده ، على الصباح به هلال‌آباد آمده ، پس از آسايش ناهار را به كلمين آمده ، در باغ كلمين ناهار و خواب كرده ، شب را به ازگنين چادرى كه همراه بود در بيدستان زده بودند . با هواى چون