مواجب و جيره را رسيده ، در سر پل ، ناهار مهمان كدخدا طاهر انبهى شده ، شب را به لايه رفتم . از لايه خوانين عمارلو آمده ، حقير مرخص انبه و ايشان تشريف بردند . از انبه به ده دوشاب ، مهمان كدخدا محمد بوديم كه خبر رسيد جناب شيخ صالح به جهت وقف دو دانگ و نيم چرشدره 96 عرض و ميرزا محمد على نام محصل آمده كه ملك را موضوع نمايند . خسرو بيك چرشدرهاى كه همراه بود ، به تمجمج افتاده ، به سرعمارت وارد ، كنكاش مجلسى در چرشدره شده ، حقير و ميرزا رسول به جهت تشخيص نشسته ، قرارى داده ، مراجعت شد .
چون در سال قبل نواب سلطان ابراهيم ميرزا از سوء سلوك ميرزا رسول در طهران شكايت كرده بود ، محصلى از جانب نظام الملك آمده ، او را در بادشت گرفته ، به حسنآباد آوردند . چوب بسيار زده ، مال بسته به شهر برده بودند . ما بين حاجى حسنعلى خان و سلطان ابراهيم ميرزا اگرچه گسيخته شد ولى كار ميرزا رسول هم در رودبار بوته نگرفت هرچه حاجى احمد آقا را شاخ تراشيده آورد كه اوّل سردرختى مرا بسوزاند و از آنجا به حسنآباد آويزد ، نشد . همان ميرزا محمد على محصل چرشدرهاى يكصد تومان وجه او را گرفته كه به جهت حاجى خان ببرد ، برداشته فرارى خمسه شد .
در زمستان آن سال كه لوىئيل 1273 عروسى ميرزا احمد ولد امامويردى بيك در هير شده ، صبيهء ميرزا ربيع را معقوده كرده ، با جمعى از اهالى ولايت به هير رفته ، چهار روز مكث شده ، با تشريف داشتن نواب سلطان ابراهيم [ ميرزا ] عيش و جيش و آتشبازى و بعضى لوازمات به عمل آمده ، والدهء حسينعلى و نسوان كه به رشگينپره رفته بودند ، از آنجا با عروس ، به عروسى هير آمده ، پس از انجام كار يك حلقه انگشتر با مطرب بسيار خدمت شاهزاده فرستاده ، دختر پنج سالهاى كه داشت به جهت حسينعلى مخطوبه كرده ، از هير حركت و وارد سرعمارت شدم . در فانفين ملاقاتى با عاليجاه ميرزا رسول به عمل آمده ، در مراجعت از راه كوشكدرآمده ، برف شديدى كولاك وارد سرعمارت ، معلوم شد كه سوارهء هرات مراجعت كرده ، ملاقاتى به ايشان شد ، تقرير نمودند كه حاجى آقا بيك در قلعهاى از دهات فراه كه محاصره بودند ، اول حاجى آقا
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٠٨