[ وقايع سال 1273 ه ق ]
عيد نوروز لوىئيل 1273 رسيده ، ديدن عيد و تدارك سوار و حساب ايل و حساب مواجب ، كاسهء فلوس و تأكيد محصلان پىدرپى و نبودن شش ماه و خسارت چهارصد تومان جز شمول لطف الله . « 1 »
قرار شد كه روز سيزده نحوست سال را بيرون كرده ، سوار شوند عريضه و بارخانه به جهت ميرپنجه فرستاده و عذر ناخوشى خود را خواسته و مستدعى مهلت تا سيزدهم سال شد . جوابى آمد بمحصلى ابراهيم قمى - فراش ميرزا
هامش
( 1 ) . مؤلف در زمستان سال 1277 ه ق . كه مشغول پاكنويس مطالب اين مجلد بوده است شرحى بدين مضمون در حاشيهء سمت راست اين صفحه نوشته است [ م ] :
« هو الله تعالى شأنه چون در هذه السنه پيچىئيل سنه 1277 زمستان بسيار صعب برف زياد آمده از اول عقرب از باران و برف على الاتصال باريد كه تخمكارى نشد و نرخ گندم و شلتوك به سى شاهى رسيد و جو به هزار دينار بل متجاوز . گدوك مدت يك ماه است چون خانهء افشار بسته و كعبتين ماه و آفتاب در تخته آسمان مختفى مانده ، مردم شش ناحيه رودبار در ششدر افتاده ، از بيكارى در دم بخارى شروع به اين كتاب جلد ثانى مجمل كرده ، از عدم نكاشتن تخم و گرانى ، خرمن كهنه باد دادهام . اكثرى را در پيش شمع نوشته . از كهولت پنجاه و پنج سالگى به عينك استمداد جسته ، از شدّت سرما اين شعر به خاطرم آمد :يخ زجاجى شده از برد كه مىماند * اگر خوردسالى كندش ضبط براى عينك .كرك كرچك يك من به سههزار [ دينار ] رسيده . . . بتاريخ دخول شمس به برج حوت تا واضح باشد حرره محمد على رشوند . »