كه نمونهء چوب چينى بود خورده ، محبوسا مطالبهء سواره يك نفر با اسب يراق و تتمهء محاسبهء ايليّت شده ، بعد به شيرينى و شربت حضار پرداخته ، فردا كه عاليجاه ميرزا رسول بديدن آمده شفاعت نمود . ولى از آمدن گدوك و توقف كنار شاهرود ، در بالاخانهء سردرى ، تب شديد عارض شده ، هرچه به معالجهء سهل قناعت شد نشد ، به مسهل رسيده ، سهولت مرض معلوم نشد . به اسهال اماله چاره نشد . با آن مشاغل زياد ، زياد متوهم و متوحش . مراسلهء حاجى خان را كه به ميرزا رسول نوشته بود داده كه « فضّل الله المجاهدين على القاعدين » را ملاحظه كرده ، در ساختن سوار و سرپرستى بازماندگان او لازمهء حمايت كرده ، فى الحقيقه به قدر امكان كوشش و اسبسوارى او را به مبلغ سى و سه تومان ابتياع كرده ، كس به طلب فرستاده ، اغما شدّت نمود .
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٠٠