تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
چگونه رهائى يابد . اسب هم وجود عنقا داشت . حقير را با تعليقه‌جات دستورالعمل به جهت ميرزا محمد رضا روانهء قزوين ساخت . چند نفرى را كه سوار جديد قلمداد كرده بودم مفسدين رشوند چون گربه از كربة ، گريه‌كنان ، به سوراخ موش راضى ، مانند شتر افسار گسيخته كه كركس‌آسا در دور مردار رمضان بيك بودند ، مانند خروس در خروش به زبان تأسف ، مخلب و منقار به يكديگر زده « كين رشته سر دراز دارد » شب بيوقت و صبح زود به خانهء عاليجاه ميرزا نصير ريخته ، مانند گنجشك كه رميده بودند ، از دام برآورده ، رام كردم . شام و بام مجاور ، على الغفله ميرپنجه كه چارهء كار را به پيغام نديد و كوچهء علاج را بن‌بست ديد شيرآسا سارع قدم به شارع گذاشته ، محصلى بر سر حقير روانهء رودبار با دو محصل نمود . آتشى به ايلات زدند كه خاك ايلات به باد رفته ، خانه‌شان آب بسته شد . چون ميرزا كوچك اين مدت نظر به خواهش عاليجاه ميرزا نصير مباشر خالصه‌جات سيادهن و نرجه بود ، به جهت مأموريت سفر حساب او را از روى بيحساب كه در خانهء آقا رضا كه نقل مكان شده بود ، تا صبح به عاليجاه مشار اليه گذرانده ، مفاصاى جانبين ، او را گذاشته بودم كه از قفا خود را برساند . خود شب وارد فلار و آقا حسينعلى لوازم ورود را به عمل آورده ، فردا از فلار حركت ، چون مردم ولايت و عيال و اطفال با طول مدت شش ماه ، منتظر از تهاجم معاندان دوستان در تلاطم بودند ، قريب دويست نفر با اهل طرب شهرستان عليا آمده و حسينعلى با سوارهء قليل به كنار شاهرود آمده ، پس از تلاقى ، نمد آبدارى انداخته ، مفصلا ملاقات و مقالات و نوشتجات به جهت احضار ملازم و تفريغ حساب مواجب نوكر و رسيدگى حساب سرجوقه‌گان ، به طرف انبه و بابا منصور فرستاده ، طرف عصر وارد خانه ، جوقه‌اى يكتومان [ و ] دو هزار و پانصد [ دينار ] از مساعدهء سال نو بسبب اقتضاى فصل حوت حواله داده ، محصلين روانه شد . عابدين بيك رشوند ساكن منصورباغ كه سالهاى سال احسانها ديده بود ، به جهت حركت جهال منصورباغ در همچه وقت ، پا بر فلك كشيده ، چوب خوب
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 99 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى