تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
رودبار رفته ، به ناتمامى كار خود پردازد . عرض شد كه غرض شما به عدم انتظام كار من بود ، بعد كه بىنظم كرديد انتظام كه نمىتوانيد داد . رمضان بكى به اطمينان حاجى خان به رودبار رفته ، هر روز با رشوند در كاوش و به پشت‌گرمى نايب رودبار مداخله مىنمايد . از جمله خواستند كه خلعت سركارى را بگيرند . لابد عرض و طول اين راه عريض را پيمودم ، مبالغى متضررم ساختيد و كار سى سالهء مرا از نظم انداختيد . آمده‌ام كه استعفا كرده ، مرخص شوم . فرمودند : « درست مىشود . » همان ساعت ناتمامى وجه پيشكش سه هزار تومان را برداشته ، به درب‌خانه رفتند . معلوم شد بعد از وصول به درب‌خانه ، پيشكش كه بالتمام تحويل شد . صدراعظم از آن بىانصافى كه جبلّت ذات او بود ، سركردگان را دو نفر فراش فرستاده ، احضار به حضور خود كرده ، و خود در حضور شاه است . از زبان چاپلوسى كه داشت ، در مقام ملامت و مذمت ايلات برآمده ، حقير نيز در ديوانخانهء مباركه خدمت جناب نايب الصدر 89 رسيده ، نشسته بوديم كه فراش آمده كه دو ساعت بعد از ظهر در خلوت كريم‌خانى بايد حاضر باشيد . معلوم شد در جزو تفصيلى كه ميرپنجه داده ، سركردگان را كه مطلع كرده‌اند ، آنها اسم حقير را هم قلمداد كرده . سه ساعت بعد از ظهر بر آن حول و حوش ديوان‌خانهء كريم خانى رفته ، جميع سركردگان را آورده ، صدراعظم ، سردار كل و امين لشكر را خواسته ، طومار اجحاف ايلات را خواست . كه در مقابل اگر سندى دارند ابراز نمايند و الّا مفسدند و مفسد كل على نظر خان و حسينخان است . قدغن كرد فورا آن دو نفر [ را ] گرفته ، برده ، در توپخانهء مباركه ، منزل محمود سلطان خويى قراول انداختند و ساير سركردگان را كيك طيش و طپش به شلوار قرارشان افتاده ، به حضرت شاهزاده عبد العظيم پناه جستند . مدت ده روز كه در قراول بودند . بالاخره مبلغ يك هزار تومان از على نظر خان بضميمهء ترجمان گرفتند و حسين خان را اخراج ، به دست يك دهه سرباز داده به قزوين آوردند و على نظر خان مخلع شد . سركار ميرپنجه كه پنجهء مقاومت خود را امتحان نمود ، عاليجاه ميرزا محمد رضا و اينجانب و هاشم خان ما فى را تعاقب سركردگان ديگر به