عازم دار الخلافه شدم .
با آن عطلت و توقف چهار ماههء شهر كه بيابان و صحرا نديده بودم ، در هواى سرد به پشت گرمى التفات پروردگار ، گرم رفتن شده . چون عزيمت مهدىآباد بود و هادى همراه نداشتيم ، سر از قريهء كورانه برآورده ، آن نيمشب حلقهكوب شده ، آن در بستگان به توهّمات درب را نگشودند . لابد على محمد بيك پا به ديوار قلعه گذاشته ، يك نفر از اهل محل بلد گرفته ، در نيمهشب به مهدىآباد در خانهء عبد العلى رشوند بسر برده ، روز ديگر به گازرسنگ و از آنجا به سلطانيه وقت چراغ وارد دار الخلافه شده ، وارد خانهء همشيرهزادگان مكرم ميرزا محمد على خان و فتح الله خان شده ، همشيره كه وصول اين مطلب را از آسمان مىخواست در زمين ديد . پس از ملاقات و مقالات و گريه و زارى واضح شد كه عاليجاه ميرزا محمد رضا امشب از اتفاقات محسنه در اينجا مهمان است .
با ايشان متكلمات از هر طرف پيوست . معلوم شد ايلات هنوز شورشى دارند و به اطمينان فرمايشات صدراعظم با ميرپنجه بيمزه مىنمايند ، با همه ترشروئى ميرپنجه به پنجهء مودت عرق انفعال كشيده ، به شيرين كلامى حفظ آبرو كرده ، ولى سركردگان لازمهء تلخ كلامى مىنمايند . از هر طرف طنبورآسا صداها [ ى ] مخالف باهم مؤالف شده ، با گوشهنشينان براستى متفق شدهاند . هريك با حرفهاى شجن كه در سجن دهان داشتند سخن پراكنده ، به ميرپنجه گفته امين لشكر آذربايجانى حمايتى از ايلات دارد . از اجتماع ايشان احوال ميرپنجه و ميرزا محمد رضا منقلب ، متقلبهاى ايلات تفصيلى نوشته ، معادل بيست و هفت هزار تومان آنچه اجحافاتى كه [ در ] اين مدت ميرپنجه و ميرزا محمد رضا كرده بودند نوشتهاند . در بياض صبح به نظر صدراعظم رسانيدهاند ولحيان خود را ملتزم شده ، از روزى كه ميرزا محمد رضا چون نصرة الداخل بطهران آمده ، هر چه در مقام دلجوئى ايشان برآمده ، چون نصرة الخارج ، سركردگان از او دور ، در عتبهء عليهء سلطانى و به عتبه خارج صدراعظم داخل شده ، عرب و عجم منتظرند كه فردا حكم چه بشود .
ميرپنجه كه ملاحظهء جماعت ايلات را نموده كه به وجه حدى خوانى
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٨٨