شگفت آمد . و خود در اخبار چنان يافته بود كه امير المؤمنين على را آنجا دفن كردند . او را آن حال دليل گشت و از علويان بازجست ، همچنان گفتند . پس بفرمود تا آنجا گور بساختند ، و قبّه بر سرش . و زيارت همىكردند تا عهد عضد الدّوله ابو شجاع فنا خسرو بن الحسن بن بويه . پس آن را حايطى فراخ بكشيد ، برينسان كه اكنون مشهد است بفرمود كردن . و اهل شيعت از همه جوانب چيزها فرستادن گرفتند و تحفهها مقيمان را و خزانهى آن را خصوصا از مصر ، تا برين صفت شد كه اكنون بجايست ، و آن را زيارت كنند - و خداوند تعالى عليمتر بدان .
و حسن را چون زهر دادند ، خواستند كه او را پيش پيغامبر عليه السّلام به گور كنند ؛ خلاف برخاست ، و عايشه لشكر آورد و رها نكرد . و او را هم بر گورستان بقيع دفن كردند . و حسين را چون به كربلا آن حادثه افتاد ، هم آن جايگاه ازان ديه حبر * جماعتى بيامدند و او را دفن كردند و مشهد ساختند ، و ساكنان و مجاوران در وى بنشستند تا متوكّل خراب فرمود كردن ، و ناپيدا كرد . بعد ازان علويان باز آبادان و معمور كردند ، و اهل شيعت عمارت آن بيفزودند ، برانسان كه اكنون بجايست . و از فرزندان حسين و برادرانش و اهل بيت عليهم السّلام بسيارى آن جايگاه مدفوناند ، ازان جماعت كه با وى كشته شدند ، و ازان جماعت اهل شيعه همچنين .
معاويه و يزيد و معاويه بن يزيد و مروان بن الحكم
اين جماعت را جمله به دمشق وقعت افتاد ، و هم آن جايگاه دفن كردند ، و ترتبت ايشان ظاهر است .
ابن الزّبير عبد اللّه
و عبد اللّه بعد از آنكه او را دفن كردند ، و پيش ازان از دارش فروگرفتند ، به فخّ مكّه وى را دفن كردند .
عبد الملك بن مروان و وليد و سليمان
هر سه را به دمشق دفن كردند و تربت ايشان مفردست از ديگرها .