شمشون و جرجيس
ذكر آن جايگاهى معيّن نخواندهام شمشون را ، و جرجيس را ، چنان كه در تاريخ خواندهام - در تاريخ جرير - و وقعت و آن حالهاى وى را به زمين موصل و آن حدود همى شرح دهد . امّا گور او در خوزستانست ، و من ديدهام در مشهدى معروف به نام وى ميان تستر و جنديشابور ، و از بسيارى سالها بازبجايست آن مشهد اندر ميان بيشهها و ديهها . و از مقيمان آن نزديك تعاهد كنند مسجد و مشهد را ، و ساكنان باشند گاهگاه - امّا خداى تعالى داند حقيقت آن . و سخت دراز است به طول ، كمابيش ده گز آن گور برآورده است ، و قبّه و محراب و مسجد و بسيارى عمارت .
محمّد المصطفى و ابو بكر و عمر
روضهى او به مدينة الرّسول اندر حجرهى عايشه رضوان اللّه عنها هم پهلوى مسجد و به جنب پيغامبر . و ابو بكر هم پهلوى عمر بن الخطّاب را رضى اللّه عنه دفن كردند ، برانسان كه شكل آن اندر ديگر باب رقم زده شود . و سر ابو بكر الصّدّيق برابر كتف پيغامبر عليه السّلام و بالين عمر برابر كتف ابو بكر است رضى اللّه عنهما . و به روايتى ديگر گويند گور فاطمهى زهرا رضى اللّه عنها هم آن جايگاه است ، امّا حقيقتى نيست ، عليهم الرّحمة - و اللّه أعلم .
عثمان و على و حسن و حسين ، رضوان اللّه عليهم
امير المؤمنين عثمان را به بقيع دفن كردند به شب ، اندر گورستان مدينه به حايطى .
و على را ، دران خلاف است . گويند به كوفه اندر پس جامع حسن و حسين و محمّد بن الحنفيّه ، به شب اندر ، او را دفن كردند و گورش ناپيدا ساختند . و باز گويند بر شتر نهادندش همان شب و بر يك فرسنگى كوفه - آنجا كه اكنون مشهدست - شتر بخفت بران تلّ كوچك ، و همان جايگاه دفن كردندش ، و سر گور هامون و ناپيدا كردندش .
بعد ازان هارون به وقتى صيد همىكرد ، آهويى از پيش يوز بر آنجا گريخت .
و يوز پيرامون همىدويد ، نتوانست بر آنجايگاه رفتن و آهوى گرفتن . هرون الرّشيد را