تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
القاهر در سراى طاهر به حبس بمرد به بغداد ، و هم آنجا دفن كردند . الرّاضى به مقابر خلفا دفن كرده است ، هم به بغداد . المستكفى به بغداد بمرد ، بعد از آنكه چشمش تباه بكردند ، و به مقابر خلفا دفن كردندش . المطيع وى را هم كور كردند ، و هم دران بمرد ، و به پهلوى ديگرانش دفن كردند در بغداد . الطّايع به دير العاقول بمرد ، و به تربت خلفا دفن كردندش ، بعد از خلع و گوش بركندن بمرد . القادر و القايم و المقتدى و المستظهر ، جمله را اندر شهر بغداد اجل رسيد به مرگ ، و ايشان را بربر * اندر آب از دار الخلافه به مقابر الخلفا بردند ، بر حدّ رصافه دفن كردند . المسترشد به مرج * مسعود قبض كرد ، بعد از آنكه با سلطان مصافّ داد و به مراغه بردش ، و ملاحده ناگاه از در سراپرده‌ى او بازرفتند و بكشتندش ، و هم به مراغه دفن كردندش . الرّاشد به اصفهان حماه اللّه دفن كردندش . المقتفى هم به بغداد دفن كردندش . المستنجد به بغداد دفن كردندش هم به مقابر خلفا . المستضى هم به بغداد دفن كردندش .

فصل در ذكر جماعتى از اهل بيت پيغامبر ، عليهم السّلام ، و نسق و نسب بعضى و مختصرى از اخبار ايشان

فاطمة الزّهرا بنت النّبى عليهما السّلام بعد از پيغامبر عليه السّلام به شش ماه فرمان يافت ؛ و پنج ماه نيز گويند و بعضى چهل روز گويند . و او را به گورستان بقيع امير المؤمنين على ، به دست خود ، دفن كرد . و عمرش هجده سال بود و هفتاد و پنج روز گويند ، و اندر بيست و يك سال هم روايت است . و چون امير المؤمنين على
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 350 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر