تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
هاتف گفت : فخذ عدّة للموت إنّك راحل * و إنّك مسئول و ما أنت سائله مهدى گفت : أقول بأنّ اللّه لا شكّ واحد * و ذلك قول ليس يخفى فضايله هاتف گفت : تزوّد من الدّنيا فانّك ميّت * و قد أذق الأمر الّذى بك نازله مهدى گفت : متى ذاك خبّرنى حديث فانّنى * سأفعل ما قد قلته و اعاجله هاتف گفت : توقّع ثلاثا بعد عشرين ليلة * إلى منتهى شرّ و ما أنت كامله
پس مهدى بمرد هم درين وقت و به بغداد * دفن كردندش . الهادى به عيسى آباد بمرد ، و هم‌پهلوى پدرش دفن كردند . * الرّشيد به ظاهر طوس بمرد از خراسان به ديه سناباد ، و هم آنجا دفن كردندش . و امروز مشهدست ازان على بن موسى الرّضا ، و آبادست و به عمارت تمام . الامين چون به بغداد بكشتندش ، تنش به سرابوستان مؤنسه * به باب الانبار دفن كردند . المأمون به زمين روم اندر بمرد ، جايى كه آن را بداندرون * خوانند . و معتصم او را به طرسوس دفن كرد . المعتصم وى را به سامرّه دفن كردند به هارونى . الواثق هم‌پهلوى معتصم نهاده است به هارونى . المتوكّل غلامان معتصم * بكشتندش به سامرّه ، و هم آنجا دفن كردندش . المنتصر به هارونى بمرد ، و هم آنجا مدفونست . المستعين به نهر قاطول كشته شد ، تنش در آب غرقه كردند و سرش به بغداد بردند ، و پس به مقابر الخلفا دفن كردند . المعتزّ او را به سامرّه در زندان از گرسنگى بكشتندش ، و اندر گرمابه نيز گويند ، و به باب السّميدع در گور كردندش . المهتدى كشته شد به سامرّه بر دست موسى بن بوغا ، و به فرمان او اندر سراى محمّد * بن خاقان به گور كردندش به باب السّميدع هم‌پهلوى معتزّ . المعتمد به بغداد مرد به فجأ . و او را به مقبرة العتيقه به سامرّه در گور كردند . المعتضد به بغداد بمرد به گورستان خلفا ، هم آن جايگاه دفن كردندش . المكتفى هم به بغداد مدفون است . المقتدر غوغا او را بكشتند به باب الشّماسى * در بغداد ، و هم به مقابر الخلفا دفن كرده است .