هاتف گفت : فخذ عدّة للموت إنّك راحل * و إنّك مسئول و ما أنت سائله
مهدى گفت : أقول بأنّ اللّه لا شكّ واحد * و ذلك قول ليس يخفى فضايله
هاتف گفت : تزوّد من الدّنيا فانّك ميّت * و قد أذق الأمر الّذى بك نازله
مهدى گفت : متى ذاك خبّرنى حديث فانّنى * سأفعل ما قد قلته و اعاجله
هاتف گفت : توقّع ثلاثا بعد عشرين ليلة * إلى منتهى شرّ و ما أنت كامله
پس مهدى بمرد هم درين وقت و به بغداد * دفن كردندش .
الهادى به عيسى آباد بمرد ، و همپهلوى پدرش دفن كردند . *
الرّشيد به ظاهر طوس بمرد از خراسان به ديه سناباد ، و هم آنجا دفن كردندش .
و امروز مشهدست ازان على بن موسى الرّضا ، و آبادست و به عمارت تمام .
الامين چون به بغداد بكشتندش ، تنش به سرابوستان مؤنسه * به باب الانبار دفن كردند .
المأمون به زمين روم اندر بمرد ، جايى كه آن را بداندرون * خوانند . و معتصم او را به طرسوس دفن كرد .
المعتصم وى را به سامرّه دفن كردند به هارونى .
الواثق همپهلوى معتصم نهاده است به هارونى .
المتوكّل غلامان معتصم * بكشتندش به سامرّه ، و هم آنجا دفن كردندش .
المنتصر به هارونى بمرد ، و هم آنجا مدفونست .
المستعين به نهر قاطول كشته شد ، تنش در آب غرقه كردند و سرش به بغداد بردند ، و پس به مقابر الخلفا دفن كردند .
المعتزّ او را به سامرّه در زندان از گرسنگى بكشتندش ، و اندر گرمابه نيز گويند ، و به باب السّميدع در گور كردندش .
المهتدى كشته شد به سامرّه بر دست موسى بن بوغا ، و به فرمان او اندر سراى محمّد * بن خاقان به گور كردندش به باب السّميدع همپهلوى معتزّ .
المعتمد به بغداد مرد به فجأ . و او را به مقبرة العتيقه به سامرّه در گور كردند .
المعتضد به بغداد بمرد به گورستان خلفا ، هم آن جايگاه دفن كردندش .
المكتفى هم به بغداد مدفون است .
المقتدر غوغا او را بكشتند به باب الشّماسى * در بغداد ، و هم به مقابر الخلفا دفن كرده است .