تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آن را زيارت كرده‌ام ، جايى آبادان و خوش و آراسته و فرشهاى نيكو ، و مقيمان جهود آنجا بسيار نشسته . و الياس هنوز بجايست با خضر . و يسع را ذكر مفرد نخواندم ، مگر به بيت المقدّس به قبور الأنبيا ، صلوات اللّه عليهم أجمعين .

اشموييل و داود و سليمان ، عليهم السّلام

اشموييل و داود را دفينه به بيت المقدّس است . و سليمان را از پيغامبر ما صلوات اللّه عليه روايتست كه ديوان و آدميان جمع شدند و در ميان جزيره‌يى ، اندر بحر قلزم ، جايى از سنگ خاره برآوردند و بكندند . و سليمان را هم آنجا بر تخت بنهادند ؛ و هرگز كس آنجا نرسيده است ، مگر عفّان و بلوقيا . و عفّان خواست كه انگشترى سليمان بيرون كند ، آتش اندر وى افتاد و بسوخت ، و بلوقيا بازگشت . و گويند هم به بيت المقدّس او را دفن كردند پنهان . و روايت پيغامبر درست باشد .

أسا و شعيا و زكريّا و إرميا و يحيى و عيسى

اسا و شعيا : بدان‌كه اسا از فرزندان سليمان بود و هم به بيت المقدّس بمرد . و شعيا بگريخت در ميان درخت ، بر چند فرسنگى بيت المقدّس ، و او را با درخت دو نيم كردند و هم آنجا دفن كردند . و زكريّا عليه السّلام را هم در ميان درخت بكشتند . و يحيى را ملك هيردوس چون بكشت خون او جوش گرفت تا كشنده را بكشتند . و هر دو را به زمين مقدّس دفن كردند . و ارميا باز چون زنده گشت ، هم به جانب بيت المقدّس بازآمد ، و هم آنجا دفن كردندش . و عيسى عليه السّلام به بيت المعمور به آسمان چهارم است ، و به آخر الزّمان به زير آيد ، و دجّال را بكشد و قوّت دين پيغامبر ما دهد - و اللّه أعلم .

اندر ذكر دانيال ، عليه السّلام و بختنصر

چنين روايت كنند در كتاب سير كه بختنصر به شهر شوش زاد ، از نواحى خوزستان . و او را نسبى ياد كنند كه بدان لهراسپ را همىخواهد . امّا اصلى ندارد ، كه بختنصر را در همه كتابها رهام گودرز گويند و بعضى ويو بن گودرز . و بخت نرسه بن ويو بن گودرز روايت كرده است ؛ حمزة الاصفهانى اندر نبيره ، در فرزند گودرز بودن ، خلافى نيست ، به عهد لهراسب اندر ؛ تواند بودن كه به شهر شوش
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 337 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر