تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
فلو لا رحمة الجبّار أضحى * يكفّك من جنان الخلد ريح و لكن منه قرب حسن عفو * و كنت به غير ما عفو طريح *
و آدم چون از جهان بيرون رفت ، شيث او را به كوه سرنديب به گور كرد ، همانجا كه از بهشت بران افتاد . و آن را راهون گويند ؛ و حدّ آن هشتاد فرسنگ است اندر هشتاد فرسنگ . و دفن كردش نزديك ساحل دريا . بعد ازان آب غلبه كرد و گور آدم نيمى آب دريا بگرفت ، و چندانكه حدّ گور آدم بود آب صافى و روشن بود ، و غوّاصان به دريا فروشدندى و آنجا نماز كردندى و زيارت . و پيدا بودى حدّ آن از آب دريا . پس در عهد طوفان نوح پيغامبر عليه السّلام آنجا رفت و استخوان آدم عليه السّلام به بيت المقدّس آورد و آنجا دفن بكرد . بعد ازان چون طوفان بازنشست ، و تا طوفان بود به كشتى در همىداشت . و حوّا از بعد آدم بمرد ، و شيث او را هم پهلوى آدم در گور كرد . و شيث را وقت مرگ هم پيش ايشان دفن كردند ، عليهم السّلام - و اللّه أعلم .

إدريس ، و هو أخنوخ ، عليه السّلام

قوله تعالى :
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
. « 1 » و در بهشت به تعبّد ايزد تعالى مشغولست - تا خداى تعالى خواهد - تا بميرد و باز زنده كندش و حشر كندش با ديگران .

نوح و سام ، عليهما السّلام

بعد از هزار و چهارصد سال و پنجاه سال عمر بمرد ، و سام او را به جوار آدم دفن كرد هم به بيت المقدّس . و بعد ازان سام بمرد ؛ هم به شام دفن كردندش . و آنست كه از عيسى پيغامبر ، عليه السّلام معجزات خواستند كه او را زنده كند ، كه قديم عهدتر بود به مردن . و خداى تعالى او را زنده كرد به دعاى عيسى عليه السّلام .

عابر ، و هو هود ، عليه السّلام

اندر كتاب سير الملوك چنان خواندم كه مردى از حضرموت پيش امير المؤمنين
هامش
( 1 )Sure 19 , Vers 57 .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 334 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر