ألموت بحر غالب موجه * يذهب فيه حيل * السّابح
يا نفس إنّى قائل فاسمعى * مقالة من مشفق ناصح
ما ينفع الإنسان فى قبره * إلّا التّقى و العمل الصّالح
يوسف ، عليه السّلام
او را به مصر ميان رود نيل دفن كردند ، در تابوت آبگينه . و موسى عليه السّلام به وقت خويش او را پيش ابراهيم و يعقوب و خويشان برد به بيت المقدّس ، و آنجا دفن كرده است .
لوط و ايّوب و شعيب و خضر ، عليهم السّلام
لوط پيغامبر بعد از هلاك قومش سوى ابرهيم بازآمد ، و همان جايگاه تواند بود . امّا ايّوب را دفينه به شام اندر روايت كنند ، به ديهى كه مقام او بود - و هنوز به جايگاه است ، تربت ايّوب خوانند . و شعيب را ذكر كرده شد ، و خضر هنوز بجايست - تا خداى تعالى خواهد .
موسى و هرون ، عليهما السّلام
در بيابان تيه ، به فلسطين ، هرون فرمان يافت ، بران تخت كه خداى تعالى پيدا كرد ، و فرشى عظيم بران افكنده بود . پس هرون موسى را گفت : " من ايدر بخسبم " گفتا : " رواست . " چون بر آنجا بخفت ، بمرد . و خداى تعالى آن تخت را ناپيدا كرد . و بنى اسراييل موسى را گفتند كه : " تو او را بكشتهيى كه او بر دل مردم دوستتر بود . " تا موسى عليه السّلام دعا كرد و آن تخت با هرون پيدا شد . و بنى اسراييل بديدند ، و باز ناپديد شد . و بعد ازان موسى عليه السّلام از كنار يوشع بن نون غايب گشت . چون باد و غبار صعب برآمد . و بنى اسراييل او را متّهم كردند به موسى عليه السّلام ، تا در خواب بديدند كه خداى تعالى او را پيش خود خواند .
يوشع بن نون و حزقيل و الياس و يسع عليهم السّلام
يوشع را جاى معيّن نشده است و هم به جانب شام و بيت المقدّس و آن حدود تواند بود . امّا حزقيل ذو الكفلست ، و گور او ميان كوفه و حلّه مشهدى است . و من