ثلثمايه شرف الدّوله ابو الفوارس بمرد . و برادرش بهاء الدّوله ابو نصر بن عضد الدّوله به پادشاهى بنشست . و فخر الدّوله در صفر سنهى ثمانين و ثلثمايه پسرى ديگر بزاد ، ابو شجاع بويه نام نهادش ؛ و او عين الدّوله بود كه پادشاهى اصفهان كرد . و فخر الدّوله سوى اهواز رفت و از آنجا بازگشت سوى دار الملك . و به قصر اللّصوص صاحب دستورى خواست و به جانب اصفهان رفت . و چون به كرج رسيد ، بدر حسنويه پيش صاحب آمد ، و پيشتر از وى ابو عيسى شادى را فرستاده بود . و صاحب بايستاد ، تا بدر حسنويه فراز رسيد ، و عهد تازه كردند ، و بدر بازگرديد . و به همدان فخر الدّوله به توسّط ابو عيسى شادى دختر بدر حسنويه بخواست از بهر مجد الدّوله ابو طالب رستم ، پسرش . و روز شنبه از ماه ربيع الاوّل عقد نكاح كردند . و اندر ماه شوّال تاش به گرگان بمرد . و اين همه حالها در خلافت الطّايع باللّه بود . و اندر سنهى احدى و ثمانين و ثلثمايه ابو طاهر شاه خسرو بن فخر الدّوله بزاد از سيّده ، و او شمس الدّوله بود . و سال ديگر ابو منصور خسرو فيروز بن فخر الدّوله بزاد . و اين در خلافت القادر باللّه بود . و اندر شب آدينه رابع و عشرين صفر سنهى خمس و ثمانين و ثلثمايه صاحب كافى بمرد . و ابو العبّاس وزير را رئيس لقب داد ، و ابو على وزير جليل . و هر دو را خلعت پوشيدند . و ايشان پيش كار و خدمتكنندگان خاص بودند . و كارراستى ، چون عضد الدّوله بمرد ، بگريخت و ناشناس به جانب همدان آمد . پس بگرفتندش و پيش فخر الدّوله بردند . باز فخر الدّوله او را بركشيد ، و منزلتى عظيم يافت . بعد ازان ولايت قزوين به ضمان گرفت ، و آنجا رفت از جهت جوهرى كه آنجا نشان دادند . و كس فرستاد به طلب كاروان ، و زنان ديلمان بعضى دران جمله بودند ، و ايشان را همىجستند . ديلمان بجوشيدند و عامّه با ايشان متّفق شدند ، تا كارراستى كشته شد . و همين سال فخر الدّوله اندر شكارگاه كليبر * برادرش ، ابو العبّاس خسرو فيروز بن ركن الدّوله را ، زهر داد ، و بمرد ؛ و او را از آنجا به رى آوردند . و فخر الدّوله ابو الحسين در شعبان سنهى سبع و ثمانين و ثلثمايه بمرد ؛ و چهل و چهار سال و هفت ماه و اند روز عمرش بود . و هم درين وقت مرگ سبكتكين بود ، و از مرگ يكديگر خبر نداشتند . و همين تاريخ عزيز مصر بمرد ، و حاكم بجاى او بنشست ، و فخر الدّوله بعد از برادرش ، مؤيّد الدّوله . مدّت پادشاهى چهارده سال بوده است .
و بجاى او شاهنشاه مجد الدّوله ابو طالب رستم بن فخر الدّوله بنشست . و
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٣٠٧