مدّت خلافت مستكفى يك سال و چهار ماه و يك روز بود .
چون به خلافت بنشست ، ابو الحسن بويى در ماه جمادى الاوّل سال سيصد و سى و چهار به بغداد آمد با سپاه ، و پيش مستكفى باستاد به پاى ، بر طريق خدمت .
و خليفه او را بنواخت و كرامت كرد و خلعت داد و لقب معزّ الدّوله بداد ، و برادرانش را عماد الدّوله على لقب داد ، و حسن را ركن الدّوله ، و منشور و لوا و خلعت فرستاد . و بعد ازان اضطراب و فتنه بنشست ، و رعيّت آرام گرفتند . و معزّ الدّوله كار پادشاهى به نظام مىداشت ، و تدبير ملك به وى بازگشت ، و خليفه به فرمانى قناعت كرد . و ازان پس خلفا را جز لوا و منشور فرستادن و خلعت دادن و پاسخ پادشاهان اطراف كارى نماند . و بعد ازان مستكفى را خلع كردند و بازداشتند و مطيع را بنشاندند ؛ و گويند ميل كشيدند ، و ازان بمرد سال سيصد و سى و چهار .
نسب و حليت : ابو القاسم عبد اللّه بن ابراهيم المتّقى ، و گويند ابن على المكتفى * ؛ مادرش : امّ ولد نام او عصى * الرّوميّه ؛ و مستكفى اسمر بود به سرخى همىزد و معتدل قامت ؛ وزير و كتّاب السّامرّى بود و فضل شيرازى ؛ نقش خاتم :
يا عبد اللّه حفّ اللّه * .
و روزگار حمزهى اصفهانى رحمه اللّه كه صاحب تاريخ بود تا عهد مستكفى بود ، و در تاريخ او بيش ازين نبود ؛ و از ديگر كتب جمع آورده شد ، برين نسق و ترتيب كه نهاديم - و السّلام .
مدّت خلافت مطيع بيست و نه سال و شش ماه و پانزده روز بود ، و بيست و نه سال و چهار ماه هم روايت است .
هرچه حوادث بود درين ايّام بوييان را بود - و ذكر آن بعضى گفته شود . بعد ازان معزّ الدّوله بمرد ، و عضد الدّوله به بغداد آمد و تدبير ملك از خلفا برخاسته بود .
و اندر ذو القعده سال سيصد و شصت و چهار * از مطيع سير شدند ، و تركان متعرّض شدند ، و فتنهها برخاست اندر عراق تا مطيع خود را خلع كرد و كار به پسرش داد ، الطّايع . و مطيع به دير العاقول بمرد سال سيصد و شصت و پنج .
نسب و حليت او : ابو العبّاس - و ابو القاسم نيز گويند - الفضل بن المقتدر ؛ و مادرش : امّ ولد نام او مشغله ؛ و مطيع بلندقامت و نيكوروى بود ؛ وزير و كتّاب : الفضل الرّازى * و چند كس ديگر ؛ و نقش خاتم : باللّه ألمطيع يثق * .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٩٥