تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
و آنجا مجاور گشت به مدينه به مسجد پيغامبر عليه السّلام ، و حديث درويشان كردى و آب كشيدى تا آخر عمر . و توقيع مقتدى ألقدرة للّه بود به خطّ سطبر - و اللّه أعلم بالصّواب . مدّت خلافت مستظهر بيست و شش سال . روزگار اضطراب و خلاف بود در عهد او ، ميان سلطان بركيارق و محمّد ، بعد از ملكشاه تا پس آرام گرفت ، و سلطان محمّد بر تخت متمكّن بنشست . و مقتدى در وقت خود با سلجوقيان وصلت كرد ، همچنين مستظهر وصلت تازه گردانيد . و به محرّم سال پانصد و دوازده فرمان يافت . نسب و حليت : ابو العبّاس احمد بن عبد اللّه المقتدى ، و اندر ماه صفر انتقال خطبه بود به نام مسترشد ؛ و او مردى سفيدلون بود ، معتدل قامت و نيكو روى ؛ وزير و كتّاب او ابن جهير بود و آخر عهدش ربيب الدّوله ابى منصور الحسين بن وزير ابى شجاع الرّوذراورى ، تا به اصفهان رفت به چند مهمّ از دارالخلافه ، و آخر عهد سلطان و مستظهر وزارت او را بود ؛ و توقيع او ألقاهر باللّه بود . مدّت خلافت مسترشد ايّام خلافت او در عهد سلطان محمّد بن ملكشاه بود . چون آشفتگى برخاست بعد از وفات سلطان محمّد و دبيس بن صدقه در حدود عراق تغلّب كرد ، و سلطان را فراغت نبود . و مسترشد از سراى خلافت بيرون آمد ، اگرچه از دير سالها اين عادت فروگذاشته بودند ، اندر ماه ذى الحجّه سال پانصد . و عيد أضحى نماز كرد و خطبه كرد ، و جهانى را چشم و دل خيره شد از فرّ نبوّت و شكوه و هيبت او . و از خاص و عام جز ذكر صلوات و گريه و دعا نبود . و همه‌ى امرا از ترك و عرب و غيرهم و نايبان سلطان پيش وى آمدند و كمر بندگى دربستند تا به فرّ دولت او دشمنان را سپرى كردند . و دبيس در جهان آواره شد ، و خانه‌ى وى خراب گشت ، و هيچ استقامت نيافت ، و هرچند كه سلطانان در حقّ او شفاعت كردند قبول نيفتاد . حليت و نسب : مسترشد مردى نيكوروى بود و سرخ‌موى و سپيدلون ، تابنده‌روى ، و بشكوه و نيكو سيرت بود ، بر سان جدّ و پدر ؛ وزير و كتّاب او جلال الدّين بود ابن صدقه ، و ضياء الملك احمد ، پسر نظام ، مدّتى اندك ، و
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 298 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر