تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
وى درآويختند ، و خطبه بريده شد از تظلّم كردن از دست مرداويج . و عامه با ايشان متّفق شدند در تظلّم از سستى كار پادشاه . پس سراى وزير غارت كردند . و مقتدر خاصگيان را به سراى خويش آورد به نگاه داشت . و مردمان اصفهان به تظلّم آمدند و خطيب حمزة ابو القاسم را از اسپ اندركشيدند و كلاه از سر برگرفتند . و شغب از حدّ برفت ، و هاشميان رويها سياه كردند . و از گرسنگى و قحط فرياد مىكردند و مىگفتند : " ألجوع ألجوع ! " پس طلحة بن العبّاس الصّيرفى از بهر ايشان خوردنى بسيار فرستاد ، و عامه‌ى شهر و باطل پيشگان سرها برهنه كردند و با يكديگر حرب اندر گرفتند . و جماعتى از سواران به باب العامه هر چهار پاى كه يافتند بر در سراى مقتدر همه را پى كردند . و غوغا برانگيختند و مقتدر را بيرون آوردند و ميان راه اندر بكشتند . و آنجا به باب الشّماسى * افتاده بود ، گياه پاره‌يى بر عورت افكنده ، اندر شوّال هم درين سال . و عمر او سى و هفت سال و پنج ماه بود و دوازده روز . نسب و حليت : ابو الفضل جعفر بن احمد المعتضد ؛ و مادرش : امّ ولد نام او شغب ؛ و مقتدر مردى اسمر و نيكوروى بود ؛ وزير و كتّاب او احمد بن * العبّاس بن الحسن بود ، پس ابو الحسن على بن موسى * بن الفرات ، و ابو على محمّد بن عبد اللّه * بن يحيى بن خاقان ، و ابو الحسن على بن داود * بن الجرّاح ، و ابو محمّد حامد بن ابى العبّاس * - و اصل او از خراسان بود - و ابو القاسم عبيد اللّه بن محمّد ، و ابو العبّاس احمد بن عبيد اللّه بن الخصيب ، و ابو على بن محمّد * بن على بن مقله ؛ و نقش خاتم او : يا جعفر ثق باللّه * . مدّت خلافت قاهر باللّه يك سال و پنج ماه و بيست و يك روز بود ، و به روايتى ديگر سالى و شش ماه و هجده روز بود . هم برين قاعدت شورشها و فتنه‌ها متواتر بود به بغداد ، و استقامتى پيدا نيامد . و اين وقت ابتداى دولت بوييان بود - چنان كه گفته شود - در ايّام خلفا . و قاهر را خلع كردند و ميل دركشيدند ، و بمرد اندر ماه صفر سال سيصد و بيست و دو ، اندر سرايى كه آن را دار ابو طاهر خوانند . اندر نسب و حليت : ابو طاهر - و ابو منصور نيز گويند - محمّد بن احمد بن المعتضد ؛ و مادرش امّ ولد نام او خلوت * بود ، و قاهر مردى اسمر و نيكوروى بود ؛ وزير او ابن مقله بود ، چون بگريخت ، ابو العبّاس احمد الخصيب * درين وقت