و سخت نيكوسيرت بود . و روايت كنند از مشايخ در كتاب رياض الانس لعقلاء الإنس كه چهل سال سر بر بالين ننهاد و اندر فراش نخفت ، مگر به تعبّد ايزد تعالى مشغول بودى . و اندر عهد او ابتداى دولت سلجوقيان بود و آمدن سلطان طغرلبك به عراق . و بساسيرى قايم را قبض كرد و به حديثه بازداشت و خطبه به نام منتصر گردانيد ، شانزده ماه و چهارده روز ، تا طغرلبك بيامد و بساسيرى را بكشت و قايم را بيرون آورد و خطبه به نام وى انتقال فرمود . و اندر ماه ذى الحجّه سال چهارصد و پنجاه و سه خلافت به قايم بازرسيد ، به معاونت سلطان طغرلبك . و ازان در سراى كه قايم را بيرون آوردند راه بيوكندند . و بفرمود تا آن در برآوردند - و هنوز چنانست به بازار صرّافان بغداد برگرفته . پس قايم پسرزاده را ولىّعهد كرد و لقب مقتدى نهاد . و قايم فرمان يافت در سال چهارصد و شصت و هفت .
نسب و حليت : ابو جعفر عبد اللّه ، و احمد نيز گويند ؛ و مادرش : امّ ولد نام او بدر الدّجى ؛ و قايم مردى بود به بالا ميانه و سپيد ؛ وزير و كتّاب : محمّد بن ايّوب ، و ابو الفتح بن دارست ؛ و درين وقت خاتم به دست وزرا بود و امير المؤمنين رسم توقيع كرد بر نامهها و فرمانها . و من به خطّ او ديدم در ميان حجّتهاى قديم :
ما ألثّقة باللّه * .
مدّت خلافت مقتدى نوزده سال بود .
و روزگار دولت سلجوقيان بود ، و پادشاهى الب ارسلان و ملكشاه - ذكر حوادث اندر ايّام ايشان توان گفت به جايگاه . و پسرش ، مستظهر ، را ولىّعهد كرد . و اندر سال چهارصد و هشتاد و شش از دنيا برفت .
نسب و حليت : ابو القاسم عبد اللّه بن ابى العبّاس احمد بن عبد اللّه القايم ؛ مادرش را نام معلوم نشد * ؛ و مردى بود درازقامت و اسمر ؛ و كتّاب و وزرا : محمّد بن محمّد بن جهير الموصلى * ، و بعد ازان پسرش ، محمّد بن محمّد ، چون عزل كردش ، وزير ابو شجاع محمّد بن الحسين الرّوذراورى ؛ مردى بود نيكوسيرت و معزول گشت . بدينسان كه در دست وزارت نشسته بود . رقعهيى به خطّ مقتدى به دو آوردند ، نوشته بود : " محمّد بن الحسين مرعى حقّه علينا فليتخلف فى بيته أيّاما . " بعد ازان از وزارت دست بداشت و در خانه بنشست مدّتى . و پس به همدان آمد و به قرآن خواندن و با طايفهى بزرگان دين به سماع حديث مشغول بودى . پس به مكّه رفت
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٩٧