مدّت خلافت مستعين سه سال و نه ماه و يك روز بود ؛ به ديگر روايت دو سال و نه ماه گويد ، و در تاريخ جرير چهار سال .
چون متمكّن گشت ، يحيى الحسينى بر وى خروج كرد و كشته شد . پس داعى الحسن بن زيد العلوى به طبرستان بيرون آمد ، و كارش قوى شد ؛ و بماندند او و برادرش مدّتها . و فتنهى تركان برخاست به سامرّه ، و مستعين به بغداد آمد . پس تركان معتزّ را از حبس بيرون آوردند ، و كارها رفت ميان معتزّ و مستعين . و وقعتها بود به انبار و بغداد ، تا مستعين خود را خلع كرد در ماه محرّم . و ازان پس معتزّ مستعين را بفرمود كشتن به قاطول در شوّال سال دويست و پنجاه و دو ؛ و پنجاه و هفت ساله بود .
نسب و حليت : ابو العبّاس احمد بن محمّد بن المعتصم ؛ و مادرش امّ ولد بود ، نام مخارق ؛ و مستعين مردى بود نيكوروى و سفيد ، امّا بر رويش نشان آبله بود ؛ وزير و كتّاب ابو العبّاس احمد بن الخصيب بود ، و ابو صالح محمّد بن يزداد ؛ و نقش خاتم : أحمد بن محمّد ، و گويند : رافه اللّه بأحمد * - و اللّه أعلم .
مدّت خلافت معتزّ سه سال و شش ماه و بيست و پنج روز بود ؛ به ديگر روايت روز بيست و هفت گويد ، و در تاريخ جرير چهار سال و چهار ماه .
برادرش ، مؤيّد ، را خلع فرمود كردن ، و به شب اندر او را به برف اندر بست تا بمرد . و تركان وصيف را بكشتند ، و كوهستان موسى بن بوغا را داد ، و مفلح خاقانى را به حرب عبد العزيز بن أبى دلف العجلى فرستاد . و بعد ازان حربها ظفر يافت و خانهى ابى دلف به كرج خراب كرد و مال بستد .
پس كوكبى علوى بيرون آمد به ناحيت قزوين ، و موسى بن بوغا با وى حرب كرد و بفرمود تا بدان زمين حربگاه بسيار نفط سپيد با اخلاط آميخته و پخته بريختند . و چون كوكبى بيامد با ديلمان ، بفرمود تا آتش اندر زمين زدند ، و جمله برافروخت ، و ديلمان بسوختند و بسيار از سپاه كوكبى ؛ گفتند كه آتش از زمين بر آمد . و بعد ازان بوغاى شرابدار به معتزّ برخاست ، تا معتزّ او را بفرمود كشتن بر دست وليد كه به خانهى او پنهان نشسته بود . و از پس سپاه خويش بخواست رفتن به بغداد . پس مردى خارجى برخاست ، نام او على بن محمّد البرقعى * ، و دعوى كرد كه از فرزندان حسين على است . و او از تبار عبد القيس بود ، آنست كه او را
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٨٣