روايتى نه ماه و سيزده روز زيادت . و برادرش بر وى نماز كرد .
نسب و حليت : ابو جعفر هارون بن المعتصم ؛ مادرش امّ ولد بود ، نام او قراطيس الرّوميّه ؛ و واثق مردى بود سپيد ، لون او به زردى زدى ، نيكو محاسن بود ، معتدل بالا و فراخ چشم ، و نقطهيى در چشمش بود ؛ وزير و كاتب او : محمّد بن عبد الملك الزّيات ؛ و نقش خاتم او : ألّواثق باللّه يؤمن * - و اللّه أعلم .
مدّت خلافت المتوكّل چهارده سال و نه ماه و نه روز بود ؛ و در تاريخ جرير بيرون از سال دو ماه گويد .
وزير ، ابن الزّيات ، را بكشت ، به سبب آزارى كه از وى داشت به عهد برادرش ، واثق . و اينانج را بگرفت و بكشت . و پسران را ولىّعهد كرد ، نخست محمّد المنتصر باللّه را ، پس ابو عبد اللّه المعتزّ باللّه ، پس ابراهيم المؤيّد باللّه . و اين كار اندر ماه ذو الحجّه بود سال دويست و سى و پنج .
پس سپاه فرستاد به زمين نوبه . و ايشان تقاعد كرده بودند در مال فرستادن كه بر آنجا لازم بود ، از دورى راه و تنگى علف . پس متوكّل چندان نفقه كرد و كشتيها علف فرستاد اندر دريا كه ايشان را بسنده بود سه ماه . و آن حصار ايشان دران بيابان ستده شد و فتح برآمد . و آنجا كان زر بود .
و آنگاه بفرمود تا گور حسين بن على رضى اللّه عنهما با زمين پست كردند ، چنان كه هيچ اثرش نماند . و مردمان اين كار را بر وى عيب كردند و غمناك شدند ازين كار ناپسنديده . و آنجا مجاوران بسيار نشستندى ، و جمله هامون گشت ، تا از بعد متوكّل آن را عمارت بجاى آوردند . و پس بفرمود تا اهل ذمّت را غيار برنهند و عسلى دارند جهود و ترسا ، و صورت شيطان بر در سراى نقش كنند و بر اسب ننشينند ، مگر بر خر و استر . و بر مثال پنجه رقعهها بر پسوپيش زنند ، زرد و عسلى ، و بسيارى ازين جنس علامتها كرد . و ازين سبب بسيارى مسلمان شدند دران وقت ، چون ابو نوح عيسى بن ابراهيم و قدامة بن بو هشيم . و اين فرمان از متوكّل روز شنبد بيرون آمد در ماه ربيع الاوّل هم ازين سال .
بعد ازان تركان بر متوكّل برآشفتند و قصد كردند به كشتن او ، و متوكّل مزاحپيشه بود ، و مسخرهيى بود كه او را متوكّل پيوسته عذاب داشتى ، و مار بياوردندى و دندان بكندندى و بر وى رها كردندى ؛ و كژدم بياوردندى ، تا او را
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٨١