تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
چهل و هشت روز گويند . و معتصم بر وى نماز كرد . نسب و حليت : ابو العبّاس عبد اللّه بن هارون بن محمّد بن المنصور ؛ مادرش : مراجل - و مراچل * نيز گويند - البادغيسيّة الخراسانيّة ؛ و مأمون مردى بود سپيد لون به زردى ، نيكوروى و درازريش و خالى داشت بر خدّ ؛ وزير و كتّاب او : ابو العبّاس فضل ذى الرّياستين بود ، چون كشته شد ابو محمّد الحسن بن سهل - و سهل از بزرگ‌زادگان عجم بود ، به عهد رشيد مسلمان گشت - و از سبب علّتى كه بيفتاد ، او را معزول كرد و وزارت به ابو العبّاس احمد بن ابى خالد الاحول داد ، مولى بنى عامر بن لوى از شام ، و از بعد او ابو جعفر احمد بن يوسف الكاتب ، و باز ابو عبّاده * ثابت بن يحيى ، و ابو عبد اللّه محمّد بن يزداد ، مولى مأمون ، و درين وقت وزير او بود كه بمرد ؛ و نگين خاتم مأمون أللّه ثقة عبد اللّه و به يؤمن بوده است - و اللّه أعلم . مدّت خلافت معتصم هشت سال و هشت ماه و دو روز بوده است ؛ و اندر تاريخ جرير دو روز گويد . بعد ازان چون از طرسوس به جانب بغداد آمد ، بابك خورّم دين همدان و نواحى آن همه بگرفته بود . و معتصم اسحاق بن ابراهيم ، امير بغداد ، را به حرب وى فرستاد . و به ديه شهرستانه با ايشان حرب كردند و هزيمت شدند - و كارزار ايشان و احوالها دراز است . پس محمّد بن ابى القاسم الحسينى برخاست و دعوت كرد : " إلى الرّضا من آل محمّد " ، تا وى را بگرفتند . و معتصم او را بازداشت و او از زندان بگريخت . و به بصره جماعتى زطيان خروج كردند - و ايشان زنگيان بودند و سياه‌پوستان ، و مهترى بود ايشان را نام او سماق * - و بسيارى تباهى كردند ، تا بعد حالها از هم گسسته شدند و كشته بر دست عجيف بن عتبه * به فرمان معتصم . و بسيارى قتل رفت ازيشان در سال دويست و نوزده . ازين پس به سامرّه باير بنا نهاد و كوشكها ، و شهر آباد فرمود كرد بعد از خرابى . پس بابك را كار از اندازه بگذشت ، و معتصم افشين را به حرب بابك فرستاد . و افشين لقب پادشاهان اسروشنه است ، و نام او خيذر بن كاوس بود ، و اصل او از ماوراالنّهر . و افشين سوى ارمنيه آمد ، و بابك در كوههاى آن حدود