برهنه به زندانش بازداشتند ، و همىلرزيد از سرما . پس يكى مرد از قضاة بغداد بازداشته بود ، وى را بشناخت ، و تاريك بود ، بگريست . امين او را نشناخت ، گفت : " تو كيستى ؟ " گفت : " فلان . " محمّد گفت : " زينهار پشت من به كنار گير ساعتى ، كه سرما يافتهام . " چون خبر به طاهر رسيد ، غلامى را بفرستاد ، نام او قريش - و گويند حاجب بود - تا سر امين ببريد و پيش طاهر برد ، و آن را به مأمون فرستاد . و ديگر روز به بغداد اندرآمد و غارت و خرابى كردند . و حالها بود .
و امين در ماه محرّم گذشت اندر سال صد و نود و هشت . و او را بيست و هفت سال و سه ماه عمر بود ؛ و اندر بيست و پنج و بيست و هشتم هم روايت است .
اندر نسب و حليت : ابو عبد اللّه - و ابو مثنّى * نيز گويند - محمّد بن هارون الرّشيد ؛ و مادرش : امّ جعفر امّة العزيز بنت جعفر بن ابى جعفر المنصور ، دختر عمّ هارون بود ، زبيده - آنكه راه باديه آبادان كرد و چندان چاههاى عظيم و بركهها كرد و ديهها كه بيشترين بجايست و بعضى خراب - و امين مردى بود سپيد و دراز و نيكوروى و فربه ؛ وزير و كتّاب : فضل بن الرّبيع ، با جماعتى از كتّاب ديوان پدرش ؛ نقش الخاتم : حسبى اللّه القادر * . و اللّه أعلم .
مدّت خلافت مأمون بيست و پنج سال و پنج ماه و دو روز بود ، به ديگر روايت روزها بيست و پنج گويد ، و اندر تاريخ جرير الطّبرى پنج سال و پنج ماه راست .
پس مأمون جمله عراق طاهر بن الحسين را داد . و نصر بن شبث الخارجى * برخاسته بود به رقّه و آن حدود بگرفت . و مأمون از عراق بعضى به حسن بن سهل داد ، برادر ذو الرّياستين . و خروج ابو السّرايا بود درين وقت ، و علويان و آن احوالها با ابن طباطبا . بعد ازين هرثمة بن أعين كشته شد به فرمان مأمون از حيلت وزير ، فضل بن سهل ، و برادرش ، حسن . و اضطراب بود به بغداد با حسن بن سهل . و اندرين وقت مأمون به خراسان على بن موسى الرّضا را ولىّعهد كرد ، بعد از خويش ، و لباس و رايت سياه كه علامت عبّاسيان بود سبز گردانيد . و بدين كار به همه اطرافها نامه فرستاد ، تا بعد از مأمون على بن موسى الرّضا را ذكر كنند اندر خطبهها . و به بغداد آل عبّاس برين كار انكار كردند كه خلافت ازيشان بيفكند و به علويان تحويل افتاد . پس ابراهيم بن المهدى ، عمّ مأمون ، را بيرون آوردند و بيعت
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٧٤