تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
خروج كرد و خراسان بشوريد . و منصور باز مهدى را به خراسان فرستاد ، و مهدى حميد بن قحطبه را از آنجا بفرستاد تا با استاسيس * حربها كرد . و همچنين به أرمنيّه جماعتى بيرون آمدند . منصور به تن خويش به جانب شام رفت و لشكرها فرستاد تا ايشان را هزيمت كرد . و به عمان و حين * همچنين خارجيان بودند ، و همه را قهر كرد . و او را منصور ازين سبب لقب نهادند كه هميشه صاحب نصره بود . و يكى از فرزندان على بن ابى طالب رضى اللّه عنه ، نامش عبد اللّه الاشتر ، به زمين سند و هند بيرون آمد ، و او را بپذيرفتند . و بعد از دو سال حميد بن قحطبه بر استاسيس * بر او ظفر يافت ، و منصور مهدى را فرمود كه بازگردد . و مهدى را خراسان داد ، و معن بن زايده را سجستان داد . و اصل معن از يمن بود ، مردى با نسب و دلير و معروف به مبارزت ، و در سخاوت و كرم خود آيتى بود دران عصر . پس منصور به حجّ رفت و فرمان يافت ؛ جايى كه آن را بير ميمون خوانند ، شب سه‌شنبد بيست و ششم ذى الحجّه سال صد و پنجاه و هشت ، و گويند روز ترويّه . عمرش شصت و هشت سال بود ، و عيسى بن موسى بر وى نماز كرد . نسب او : ابو جعفر منصور عبد اللّه بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ؛ مادرش : امّ ولد سلامة البربريّه ؛ حليت : منصور مردى بود سپيدلون و درازريش و نحيف ؛ وزير و كاتب او : خالد بن برمك ، و عزل كردش ، و بمرد ، پس ابو ايّوب سليمان بن داود المرزبانى * - و پدرش از اهواز بود - و ابو الفضل الرّبيع بن يونس وزير بود ازين وقت ؛ نقش خاتم : ألحمد للّه كلّه * . مدّت خلافت مهدى ده سال و يك ماه و دوازده روز بود ، به ديگر روايت پنج روز گفته است ، و اندر تاريخ ده سال و يك ماه است . نخستين چيزى كه فرمود تا هركس ، نه از وى اضطراب مملكت بود ، جمله را از زندان بيرون كردند . و بفرمود تا به بصره نسب آل زياد و آل بو بكره ، كه فرزندانشان را در قريش درست بكرده بودند ، بگردانند ، چنان كه بود . زياد را به ثقيف كردند ، پس بو عبيد ثقفى * بود . و معاويه او را - چنان كه ياد كرديم - بپذيرفت از كفايت . و چنان خواندم كه بدان وقت ، كه زياد امير عراقين بود و حرمين مكّه و مدينه ، چندين هزار درم به عايشه رضى اللّه عنها داد و به دو فرستاد و نامه نوشت به دو ، مقصود آنكه به پاسخ او را زياد بن ابى سفيان بنويسد ، و زياد را حجّت