تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
بصره بود . و هنوز كار ايشان ظاهر نشده بود ، كه منصور بدانست و به مدينه رفت و حيلت كرد با عبد اللّه بن الحسين * به نامه و تحفه فرستادن از جانب خراسان . و عبد اللّه قبول كرده بود از جهت محمّد ، پسرش - و آن را قصّه است با منصور و عبد اللّه و برادرانش ، على و محمّد . و جمله پيوستگان را بگرفت و در بند كرد و به كوفه آورد . و اندر سال صد و چهل و پنج منصور آغاز كرد كشتن عبد اللّه بن الحسين * و برادران را ، على و محمّد ، و عشيرت ايشان به نوعهاى عذاب ، و زنده در ديوار كردن . پس عمّ خويش ، عيسى ، را به حرب محمّد بن عبد اللّه فرستاد ؛ و ميان ايشان نامه‌هاست كه نوشته‌اند به تفاخر يكديگر - و نسخت آن در تاريخ جرير مثبت است . و اندر ماه رمضان محمّد الحسينى * كشته شد ، و ذو الفقار جدّش حمايل داشت ، به عيسى رسيد . خواست كه آن را بيازمايد ، بر سنگى زد ، ذو الفقار دو نيم شد و به هيچ كار نيامد و پوشيده * گشت . پس سر محمّد الحسينى * را به كوفه فرستاد ، و از آنجا به بصره شد به حرب ابراهيم ، برادرش . و عيسى به هزيمت شد و باز رجعت كرد و تيرى انداخت آخر كار ، بر حلق ابراهيم رسيد ، و كشته شد . و تا ابراهيم را نكشتند ، منصور از سر مصلّى برنخاست و جامه نگردانيد و غسل نكرد ، و سخت عظيم مضطرب بود . و از بعد اين دلش از هاشميّه سرد گشت . و كوفه و آن از بناى عمر بن هبيره بود . و خواست كه وى را جايى بسازد . پس منجّمان و مهندسان و حكيمان و فيلسوفان را از هر جايگاه جمع كرد ، و جايگاه بگزيدند . و آنجا ديهى بود كوچك ، بغداد گفتندى . و پس آلات بسيار فراز آوردند از هر چيز ، و بغداد بنا كرد . پس ازين آن حيله‌ها بود كه با عمّ خويش ، عيسى ، كرد تا خود را از ولىّعهدى بيرون آورد . و منصور مهدى را ولىّعهد كرد ، و فايده نبود - و آن شرحها درازست . با بسيار جهد مهدى را بيعت كردند . و ازين پس مسجد رصافه بنا كردند . پس ديوار بصره و كوفه بفرمود كردن ، و شهر رافقه بنا نهاد . و آنچه برين عمارتها خرج بايست كرد بر مردم بخشيد ، چنان كه وجه ديگر بازماند از عمارت . پس خالد بن برمك را بگرفت و او را هزارهزار درم سيم مصادره بكرد . چون جماعتى خوارج به موصل و آذربادگان برخاستند ، منصور سيصد هزار درم به خالد بازداد و او را با سپاه به حرب خوارج فرستاد . و درين وقت استاسيس * از سجستان