تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
يزيد را سوى سفّاح فرستاد كه تعجيل همىفرمود به كشتن يزيد . پس اندر سال صد و سى و پنج سفّاح منصور را ولىّعهد كرد ، و پس از او عيسى بن على * ، عمّش را . و منصور را فرمود كه به خراسان رود ، تا بو مسلم بيعت اهل خراسان بستاند . چون آنجا رفت ، بو مسلم را كراهيت آمد ، كه اين كار بىمشورت او كرده بودند . و ليكن بيعت كرد ، و به فرمان او نيز اهل خراسان بيعت كردند . و منصور غمى بازگشت و سفّاح را گفت : " بشتاب به كار بو مسلم ، و اگرنه اين كار از ما بگرداند ، و هرچه خواهد تواند كردن ، با اين شوكت و عظمت كه من او را مىبينم . " و در سال صد و سى و شش بو مسلم دستورى خواست كه به حجّ رود ، و بيامد و سفّاح را بديد و خدمت كرد . و ابو جعفر المنصور شتاب برگرفت به برادر ، و گفت : " ازين به تو او را كجا يا بى ؟ " سفّاح گفت : " چون شايد كرد اين سخن ، و مردى كه همه‌ى جهان ما را صافى كرد ، او را چون كشيم ؟ " منصور خاموش گشت . سفّاح گفت : " تو نيز از من دستورى خواه به حجّ رفتن ، و با وى برو و پيوسته به حديث مشغول همىدارش ، تا دلش به انديشه‌ى شغلى ديگر نپردازد ، و كسى ديگر او را نبيند از علويان و غيرهم . و از وى غافل نباشى . " و همچنان كردند . چون منصور و بو مسلم به حجّ رفتند ، و سفّاح به انبار رفت ، و آبله برآمدش و اندران بمرد ، روز يك‌شنبد سيزدهم ماه ذو الحجّه همين سال . و عيسى بن على ، عمّش ، نماز بر وى كرد . و عمرش سى و سه سال بود ، و سى و شش نيز گويند . اندر نسب : ابو العبّاس سفّاح بن عبد اللّه * بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن العبّاس بن عبد المطّلب ؛ مادرش ريطة بنت عبد اللّه * بن عبد المدان بن الدّيان الحارثى بود ؛ حليت : مردى بود درازبالا و جعدموى و محاسن نيكو ؛ وزير و كاتب ابو سلمة الخلال بود ، و بعد از وى خالد البرمكى - و برمك از بزرگزادگان عجم بود ، به خدمت عبد الملك مروان آمد و پايه‌ى بلند يافت در نديمى ، و به عهد هشام بن عبد الملك مسلمان شد و عقب و نسلش بسيار گشت ، همه خداوندان عقل و كفايت ؛ نقش الخاتم اللّه ثقة عبد اللّه * بود . خلافت منصور بيست و يك سال و يازده ماه و هشت روز بود ، اندر تاريخ جرير بيست و دو سال گويد .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 255 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر