تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بعد ازين معاويه را به شام امير المؤمنين خواندند . و عبد اللّه بن عبّاس بازآمد و على را بگفت كه عمرو با ابو موسى چه حيلت كرد . و اللّه أعلم . سال سى و هشت و سى و نه فتنه‌ى مصر بود و معاوية بن حديج محمّد بن ابى بكر را هزيمت كرد ، و باز اسيرش بگرفت و اندر شكم اسپ نهادش و آتش اندر زد . و به روايتى ديگر گويند او را زنده در شكم خرى نهادند و بدوختند ، و پس آتش اندر زدند . و ازين خبر امير المؤمنين على عظيم تافته شد ، و مالك اشتر را به جانب مصر فرستاد . اندر راه مهترى ازان ديهى دوست وى بود . پس اين مهتر ديه مالك اشتر را مهمان داشت و زهر دادش تا كشته شد . و ازين پس معاويه عمرو بن العاص را به شهر مصر فرستاد . و على از خبر مالك اشتر عظيم غمناك شد و سير شد از ناهموارى كارها ، تا عبد اللّه بن العبّاس از بصره بيامد و او را ساكن كرد . و بعد ازين به حرب نهروان آمد و بسيارى خوارج را بكشت ، و ديگران پراكنده شدند . و به وقت آمدن عبد اللّه بن العبّاس به كوفه ، پيش على به شهر بصره ، از شام سپاه آمد ، و على از كوفه سپاه فرستاد ، و ايشان را بيرون كردند . پس ازان معاويه ابو سرايا * را به عراق فرستاد ؛ و آن حوادث بود از خوارج به اهواز و سواحل و همه جايگاه . سال چهل به اوّل سال از جمله خوارج سه كس بودند ، يكى عبد الرّحمن بن ملجم المرادى و ديگر مبارك بن عبد اللّه * و سه ديگر عمرو بن بكر التّميمى ، و همواره بر على و معاويه و عمرو بن العاص لعنت كردندى . پس گفتند : " ما خود را به خداى بخشيم و اين سه كس را بكشيم ، كه همه فتنه ازيشان است . " و برين بايستادند و شمشيرها را زهراب دادند ، و ميعاد كردند كه به رمضان اندر ، روز آدينه بامداد پگاه ، به اوّل صف اندر ، پيش محراب بايستند ، و هركسى يكى را بكشد . پس عمرو بن بكر به مصر رفت به كشتن عمرو بن العاص و مبارك * به دمشق رفت سوى معاويه ، و عبد الرّحمن ملجم به كوفه بازاستاد به كشتن على بن ابى طالب . پس ازين جمله عمرو بن العاص را قضا را آن روز قولنج بود . خارجه ، صاحب شرط ، را فرمود تا نماز بكند . چون اندر رفت هنوز تاريك بود . عمرو شمشير بزد و خارجه كشته شد . پس او را بگرفتند و از حال پرسيدند . قصّه بگفت كه : " هم امروز على و معاويه را بكشتند . " پس عمرو بن العاص او را بفرمود كشتن . و امّا مبارك * در شهر دمشق ، چون معاويه به سوى محراب اندر شد به نماز ، مبارك * شمشيرى بزد
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 231 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر