بزرگ داشت ، چنان كه همه سينه بپوشيدى ، و گرانچشم بود ، امّا نيكو روى بود و با هيبت ، و موى بسيار بودى بر سينهى وى ، و بر سر كتفها ، و بزرگ ساعد بود و مضطرب ساق * . و ذكر سيرتهاى او بسيار است و به جايگاه شرح توان گفت - إن شاء اللّه تعالى .
خلافت حسن بن على عليهم السّلام شش ماه و سه روز بود .
اين مدّت بيعت كردند و به حرب معاويه بيرون رفتند . او كراهيت داشت و كاهلى مىكرد ، و غوغا كردند و او را به كارد بزدند . و پس با معاويه بيعت كردند .
و بعد حالها سوى مدينه رفت . و نه بس مدّت به زهر كشته شد كه زنش داد به فرمان معاويه ، كه مال پذيرفتش ، و آنكه او را از بهر پسر بخواهد . و حسن را رضى اللّه عنه چهل و نه سال عمر بود ، و پنجاه و پنج نيز روايتست . و مروان بن الحكم امير مدينه بود ، بر وى نماز كرد به فرمان برادرش حسين رضى اللّه عنهما كه گفت كه : " از پيغامبر شنيدم كه گفت : إذا حضرت الجنازة فالامام أحقّ . "
اندر نسب : ابو محمّد الحسن بن على بن ابى طالب ؛ مادرش : فاطمة بنت رسول اللّه عليهم السّلام ؛ فرزند هم در ذكر اهل بيت بگوييم ؛ وزير و دبير عبد اللّه رافع بود دران مدّت .
و پس از حسن در عاشر محرّم سنهى احدى و ستّين روز آدينه حسين بن على كشته شد ، در زمين كربلا از ناحيت كوفه به ديهى كه آن را حير * خواندندى بر دست سنان بن انس النّخعى . و حسن و حسين هر دو به شبه و حليت پيغامبر بودند عليه السّلام ، و مولود حسين چهارم سال بود از هجرت . و عمرش پنجاه و هفت سال بود .
روايتست از امّ سلمه از پيغامبر عليه السّلام كه فرمود : " يقتل الحسين بن علىّ على رأس ستّين من هجرتى . "
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
ص٢٣٣