تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

فصل در ذكر خلفاى بنى اميّه مع ابن الزّبير

خلافت معاوية بن ابى سفيان نوزده سال و سه ماه و پنج روز بود ، و بيست و پنج روز هم روايتست . و اندر تاريخ جرير نوزده سال و سه ماه راست گويد . شهرها جمله بر اميران بخش كرد و عمرو عاص را مصر داد . و چون زن حسن على بيامد - كه حسن را زهر داده بود - معاويه آنچه پذيرفته بود ، بدادش ، و اندر سرّ بفرمود تا وى را بكشند ، كه : " تو فرزند پيغامبر را نشايستى ، مرا نيز هم نشايى . " و مغيرة بن شعبه به اصطخر پارس فرستاد تا زياد بن ابيه را بازآورد . و آنجا رفت . و اين زياد را على فرستاده بود در آنجا ، و زنهار دادش . پس معاويه را كفايت و عقل به برادرى بپذيرفت . و نسب او به بو سفيان گردانيد ، و مادر او را گفتند از ابو سفيان آبستن بود . پس از بيم هند ، مادر معاويه ، او را به بو عبيد الثّقفى * داد ، و آنجا بزاد و او را زياد بن ابيه گفتندى . پس درين وقت برادرى او را درست گردانيد ، و او پدر عبيد اللّه بن زياد بود ، سخت عظيم ماننده بود به بو سفيان . پس معاويه بصره و عمان و سجستان و بحرين او را داد . و جماعتى از خوارج برخاستند و خود را شارى نام نهادند ، يعنى خويشتن را به خداى تعالى فروخته‌ايم ؛ ازين آيت كه :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ .
« 1 » و مغيره از كوفه سپاه فرستاد و بپراكندشان . و اندر سال پنجاه مغيره بمرد ، و معاويه كوفه زياد را داد با فرود آن و جمله خوراسان ، و هرچند كه اسلام بود از مشرق . * پس معاويه در سال پنجاه و دو حجّ كرد ، و همين سال ابو موسى الاشعرى بمرد ، و معاويه مكّه و مدينه را نيز به زياد داد . و اندر رمضان ، اندر سال پنجاه و سه زياد بمرد . پس ازين يزيد بيعت ببستند به همه اطراف . و اين چند تن دفع فكندند و بيعت نكردند : عبد اللّه بن العبّاس و حسين بن على و عبد اللّه بن عمر و عبد الرّحمن بن ابو بكر و عبد اللّه بن الزّبير و سعيد بن عثمان . پس خراسان سعيد را داد و او بيعت كرد ، و عبد اللّه بن العبّاس نيز گويند بيعت كرد . و سعيد به خوراسان رفت ، و طلحة الطّلحات و مهلّب بن ابى صفره با وى بودند . پس عزل كردش و خوراسان عبيد اللّه بن زياد را داد . و معاويه از بهر اين
هامش
( 1 )Sure 9 , Teil von Vers 111 .