تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
عمرو بن الجموح الخزاعى . و ايشان را به جانب شام فرستاد . و اصل فتنه اين جماعت بود . اندر سال سى و چهار در فتنه‌ها بر امير المؤمنين عثمان گشاده شد ، و سفها و غوغا و جمهورى عامّه در سخن و غيبت كردن او آمدند . و مهتران از عمّال شكايت كردند كه : " او بنى اميّه را بر ما مستولى كرده است و هيچ منع نمىكند . " و بدين معنى دو بار سوى مدينه آمدند . و ياران پيغامبر عليه السّلام ايشان را باز گردانيدند - و اندرين سخن مناظره‌ها بسيار است . سال سى و پنجم عبد اللّه بن سبا مذهب رجعت آورد در شهر مصر و آشكارا كرد ؛ و اندر اصل جهود بود از يمن . اندرين عهد عثمان مسلمان شده بود ، و مردم شهر مصر جماعتى او را تابع شدند . و اندر آخر سال غوغا بشوريد از شهر مصر و بصره و كوفه ، و بسيارى به شهر مدينه آمدند و گفتند : " خون عثمان حلالست . " و قصد او كردند ، بعد كارها كه رفت و سببها كه ايزد تعالى دران تقدير كرده بود ، و مدّتها سراى او را به حصار مىداشتند . و بعد ازان روز آدينه هجدهم ماه ذو الحجّه غوغا خود را در سراى عثمان افكندند ؛ و عثمان در خانه نشسته بود و مصحف در پيش نهاده و قرآن مىخواند . و مردى بود ، نام او كنانه ، كاردى بزد سخت ، بر گلوش رسيد ، خون وى بجست ، و بر اين آيت آمد :
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
« 1 » و بعضى گويند اين مردمان بن عياص بود * ، و از بعد او سودان بن رومان * ، مردى كوتاه أزرق چشم ، و قتيره ، تيغ همىزدند ، تا بكشتندش . و بعد از سه روز جبير بن مطعم بن عدى بر وى نماز كرد . بعضى گويند عمرش هفتاد و دو سال بود و بعضى هشتاد و دو سال گويند . نسب : ابو عمر عثمان بن عفّان بن العاص بن اميّة بن عبد الشّمس * بن عبد مناف ؛ مادرش : امّ أروى * بنت كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد الشّمس * ؛ فرزندان : عمر ، عمرو و خالد و ابان و الوليد و سعيد بن * عبد الملك ؛ وزيران و دبيران : مروان بن الحكم و ابو حبيرة الضّحاك الانصارى و حمزه ابان * ؛ نقش الخاتم : لتصبرنّ ، و ديگر گويند : آمنت بالّذى خلق فسوّى * ، و هم اندر دست راست داشتى ؛ حليت : عثمان مردى سفيدروى ، لونش به زردى آميخته ، و نيكوروى و فراخ پيشانى بزرگ ، و درازبالا و بر رويش اندكى آبله بود ، و مويش بازوها بپوشيدى ، و ريش
هامش
( 1 )Sure 2 , Teil von Vers 137 .