تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
عثمان ديوار آن را به سنگ برآورد و إرزيز ، و منقّش كردند سخت عظيم نيكو از سيم ، و دران تكلّفها كردند ؛ و سقف از ساج و ستونهاى سيمين به پاى كرد و زيادتها كرد بسيارى ، چنان كه هنوز به جايست . سال سىام از هجرت مردمان خوراسان مرتد شدند ، و عثمان عبد اللّه عامر را بفرمود تا از پارس آنجا رود ؛ و سعيد بن العاص را با سپاه بصره فرستاد ، و به هم رسيدند . و گرگان و طبرستان و تميشه و ديگر جايها گشاده شد دوّم بار . و هم اندرين سال وليد بن عقبه * را حدّ زد ، كه مىخورده بود . و از كوفه بازگرديد . و پيغامبر را صلّى اللّه عليه و سلّم انگشتريى بود سيمين و بر نگين نقش كرده به سه سطر : " محمّد رسول اللّه . " و بدان نامه‌ها را مهر نهادى ، و بعد از پيغامبر به ابو بكر رسيد و باز به عمر بن الخطّاب ، پس به عثمان . و از دست او اندرين سال به چاه آب اندرافتاد . عثمان سخت عظيم تافته شد و بفرمود تا همه آب آن چاه و بسيارى گل بركشيدند . پيدا نيامد . و همين سال بود كه ابو ذرّ غفارى را به ربذه فرستاد ، و آنجا همىبود تا بمرد . سال سى و يك يزدجرد شهريار كشته شد به مرو ، اندر آسيايى ، و بر دست آسيابان ، بعد از غدر كردن ماهوى ، سپاه‌سالارش ، و تخليط او . اندرين سال در حدّ مغرب غزو ذات الصّوار * بود . و ملك الرّوم با پانصد كشتى سپاه گرانمايه بيامد ، و مسلمانان با چهل كشتى برفتند ، و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح ، سپهسالار مسلمانان . و جنگى عظيم بكردند ، چنان كه روى آب سرخ گشت . و بر عاقبت ملك الرّوم را تيرى رسيد و خسته شد ، و روميان به هزيمت بازگشتند ، و مسلمانان به جاى خويش بازآمدند . بعد سخنهاى بسيار كه برفت ميان عبد اللّه و محمّد بن ابى بكر الصّديق و ديگران . سال سى و دو بسيارى از ياران پيغامبر بمردند ، چون عبّاس بن عبد المطّلب - و هشتاد و شش سال عمر او بود - و عبد الرّحمن عوف را هفتاد و پنج سال بود ، و عبد اللّه الأنصارى و ابو ذرّ الغفارى و عبد اللّه بن مسعود و ديگران . و همين سال * چند تن از اشراف كوفه و مهتران و فصيحان عرب همواره به جمع ساختن و سخنهاى عثمان گفتن و فتنه جستن مشغول بودند . و عثمان ازين سبب ايشان را از كوفه نفى كرد . و نام ايشان مالك الاشتر النّخعى و ثابت بن قيس النّخعى و كهل * بن زياد النّخعى و صعصعة بن صوحان العدوى * و عروة بن الجعد و