تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
نمارق خوانند . و باز حديث كسكر بود از روستاى سواد ، و ديگر حرب جسر بود . و ابو عبيد پيش حرب اندر شد ، و پيل او را زير دست آورد و بكشت . و به بسيارى جهد مثنّى سپاه عجم را بداشت به حرب اندر ، تا جسر بسته شد . و مسلمانان را بازپس آورد و سه منزل بازپس آمد . و حديث وقعة البويب بر كنار بود ، و حرب مثنّى و جدير البجلى * تا مهتران * به هزيمت شدند ، و خبر به امير المؤمنين عمر بن الخطّاب فرستاد . فتوح اندر شام و هم اندرين سال ابو عبيده‌ى جرّاح حصار بعلبك بگشاد ، و روميان خروج كردند . و حصار و شهرهاى شام كه ايشان داشتند ، چون فحل و ميسان * و طبريّه و شهرهاى اردن و فلسطين ، جمله بر دست بو عبيده گشاده شد . و خمس آن سوى عمر بن الخطّاب رسيد . فتوح اندر عراق پس از وقعت جسر عمر بن الخطّاب سعد بن وقّاص را به مشورت صحابه و بزرگان دين با اشراف و مبارزان و وجوهان عرب سوى كارزار عجم فرستاد . و يزدجرد بن شهريار پادشاه بود ، و رستم سپهدار با سپاه بىكرانه به حرب فرستاده بود ؛ و اين حرب قادسيّه خوانند . و چون حرب پيوسته شد بعد از رسالتهاى بسيار و تأخير كردن رستم ، كه منجّم بود ، و همىدانست كه كارزار چون خواهد بود . پس رستم زير سايه‌ى صندوق خزينه بر شتر نهاده بود ، فرود آمد از گرما و بنشست . چون عجم هزيمت پذيرفت ، هلال بن علقمه شمشير بر بند صندوق زد ، صندوق به رستم فرود افتاد ، و از گرانى زرّ و آنچه دران صندوق بود پشتش شكسته شد ، و خود را در آب افكند . و هلال بدانست ، كه او ساز شاهانه داشت ، سرش ببريد ، و سپاه پراكنده شدند ؛ و درفش كاويانى با همه خزينه‌ى رستم سوى سعد آوردند . و او به مدينه فرستاد . و اندرين حرب روزها را نام است كه عرب نهادند ، عادت خويش را ، جايى كه حرب كرده‌اند ، چنان كه : يوم ارماث و يوم اغواث و يوم عماس . و هم درين حرب بود كه ابو المحجن * شراب خورده بود ، و سعد وقّاص او را بازداشته بود ، تا به هشيارى او را حدّ زند . زن سعد وقّاص بند از وى برگرفت ، بعد از آنكه مسلمانان را هزيمت خواستند كردن . و ابو المحجن * بر اسپ نوبت سعد وقّاص نشست با سلاح ، و سپاه عجم را برگاشت . و پس آمد مجروح ، و بند برپاى خود نهاد . و اگرنه وى بودى بيم هزيمت بودى مسلمانان را . و كس ندانست كه آن سوار كه بود ، تا زن سعد بگفت و او را شفاعت كرد . و سعد آن اسپ را با سلاح به
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 218 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر